اینم ترجمه که دنبالش بودین،برین حال کنین:
ایران خیلی دور است
آنها می گویند عشق واقعی تنها یکبار در زمان زندگی می آید .
و هر آنچه ما هستیم ، معکوس آخر زمان است
قلبم به من می گوید تنها برای من هستی ، محمود
شعر اول «اندی» :
زمانی که این ( عشق ) شروع شد را به یاد می آورم ،تورا در اخبار دیدم
تو کلاه خوشبختی به سر داشتی ، من غذا می خوردم ، اما به تو احساس داشتم .
و هر چند با بیشتر چیزهایی که تو میگفتی موافق نبودم
تو اشتباه ها را به من دادی . برای من قوی شدی . تو به من تعلق داری .
برای من مثل موهای جک گیلنهال هستی
محمود ، قلب شکسته ام را در خارج قفسه سینه ام بساز
ذهنم می گوید "نه " ، اما جسمم می گوید "بله"
تهدید هسته ای ؟ تنها تهدیدی که من میبینم این است که با من به خانه نمی آیی.
عشق ما برای هر کس دیگری مثل تصادف اتم ها ست .
ای آدم نمی توانم چگونگی احساسم رو توصیف کنم ، بیا کنارم .
کر« ادام» :
و ایران
ایران ، خانه ی تو دور است
اما تو در قلبم خواهی ماند
شعر دوم«اندی»:
او برای رئیس جمهوری ایران میدود
ما با هم برای یک جزیره گرم و صمیمی می دویم
مرد من ، محمود برای وحشیگری و لبخند شناخته شده است
اگر او هنوز می تواند اینکار را انجام دهد پس من هم می توانم
آنها می گویند تو راسو هستی
آنها می گویند روش تو مربوط به قرون وسطی است
تو می توانی با یهود بازی کنی ، من به تو جیم کویزال می گویم
، جوجه زمانی که ما در کشتی بودیم
S&M
تو می توانی بخشی باشی که من در آنجا کشتی ام را پارک می کنم .
بنابراین من سعی می کنم تلویزیون را ساکت کنم اما تو می توانی هنوز با چشم های قهوه ای خواب آلودت ، به من نگاه کنی، ران های کره پیکن ، و موهای چربت ، آه
کر« ادام» :
ایران
ایران دور است
به خانه بیا و در آغوش من بمان
من استفاده می کنم برای دیدن ستاره ها و رویا
پیرامون جهان همانند ستاره ها که دیده می شوند
و آنها در چشمانت برق می زنند ، محمود
شعر سوم«اندی»:
با من به رنمی حرف بزن
یک شلوار فاق بلند و کروات بپوش
لعنت ، پس پرواز کن
ما می توانیم یک کردش به باغ وحش حیوانات برویم
و به کار های جالبی که حیوانات انجام می دهند می خندیم
مثل اصلاح نژاد " و تو مرا در این سفر دراز بدست می آوری " بوو
امیدوار باش تو به چشم های من نگاه می کنی و می گویی من هم در سفر هستم
تو می گویی ایران بمب ندارد اما آنها آماده بکار هستند
تو باید توسط حال (زمان ) شناخته شوی
این تو هستی
کر« ادام» :
ایران
ایران خانه ی تو دور است
اما تو در قلب من خواهی ماند
((کودکان تکرار می کنند))
«اندی»:
محمود ، تو برای این یکی احمق هستی
تو می توانی هلوکاست را انکار نمایی ، همه ی آنچه می خواهی
اما نمی توانی انکار کنی که بعضی چیز ها بین ما وجود دارد
من می دانم تو می گویی در ایران هیچ خوشبختی وجود ندارد
اما حالا تو در نیویورک بچه هستی
این زمانی است برای توقف پنهان کاری و زمانی برای زندگی