Google Translate:
دانلود|آهنگ خارجی|کلیپ خارجی|آهنگ رپ|بیت|فول آلبوم|فول موزیک ویدیو|رپ خارجی|هیپ هاپ: Forums

Mp3Persia :: نمايش موضوعات - ســیـنما

ســیـنما
رفتن به صفحه 1, 2, 3 ... 10, 11, 12  بعدي
 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   Mp3Persia صفحه اول انجمن -> دانلود فيلم هاي خارجي

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  

نظرتون راجبه تاپیک؟؟؟!!!
عالی
66%
 66%  [ 12 ]
خوب
22%
 22%  [ 4 ]
متوسط
11%
 11%  [ 2 ]
ضعیف
0%
 0%  [ 0 ]
مجموع آراء : 18

نويسنده پيغام

serpiicoo جنسیت:پسر
کاربر Mp3 56kb
کاربر Mp3 56kb


:وضعيت  آفلاین 
8 دي ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 1257
امتياز: 33006
تشکر کرده: 152
تشکر شده 239 بار در 103 پست

ارسالارسال شده در: شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390 19:02:25    موضوع مطلب: ســیـنما پاسخ همراه با اعلان


سلام بکس توی این تاپیک میخوام هر چیزی که به سینما مربوط میشه رو بزاریم



از جمله بیوگرافی بازیگران ، کارگردانان ، معرفی و نقد فیلمها های جدید وقدیمی و...


امیدوارم خوشتون بیاد، از امشب شروع میکنم


آخرين ويرايش توسط serpiicoo در تاريخ چهارشنبه، 19 مرداد ماه ، 1390 17:46:35; دفعات ويرايش در مجموع 2 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از serpiicoo تشکر کرده اند ahmin

Infamous جنسیت:پسر
ارشد تالار!
ارشد تالار!


:وضعيت  آفلاین 
14 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 4018
امتياز: 14561
تشکر کرده: 289
تشکر شده 1064 بار در 446 پست
محل سكونت: NY

ارسالارسال شده در: شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390 19:12:55    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان


_________________
HipHop-Base.iR

MY ID : wu_Em_ali

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از Infamous تشکر کرده اند serpiicoo

tambourin69 جنسیت:پسر
تو بغل امید!
تو بغل امید!


:وضعيت  آفلاین 
19 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 3638
امتياز: 98098
تشکر کرده: 134
تشکر شده 255 بار در 174 پست
محل سكونت: CHALOUS
 حالت شخصی من:

ارسالارسال شده در: شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390 19:50:56    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

OK

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از tambourin69 تشکر کرده اند serpiicoo, mmz

serpiicoo جنسیت:پسر
کاربر Mp3 56kb
کاربر Mp3 56kb


:وضعيت  آفلاین 
8 دي ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 1257
امتياز: 33006
تشکر کرده: 152
تشکر شده 239 بار در 103 پست

ارسالارسال شده در: شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390 20:04:52    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

واسه شروع میخوام بیوگرافی کرگردان مورد علاقم و یکی از بزرگ ترین کارگردان هی دنیا رو واستون بزارم این مرد بزرگ کسی نیست جز :                              
                                        مارتین اسکورسیزی



مارتین اسکورسیزی (به انگلیسی: Martin Scorsese)، کارگردان، فیلمنامه نویس، تهیه کننده، بازیگر و تاریخ دان ایتالیایی/آمریکایی فیلم و سینما است. این کارگردان شهیر سینمای آمریکا، عنوان دار تمامی جوایز معتبر سینمایی دنیا اسکار، گلدن گلوب، بافتا، انجمن اتحادیه کارگردانان آمریکا و البته جشنواره معتبر کن می‌باشد.در بسیاری از رده بندی‌های سینمایی اسکورسیزی را به عنوان بهترین کارگردان زنده و معاصر دنیا پس از جنگ جهانی دوم و یکی از سه کارگردان برتر تاریخ سینما می‌دانند. کارگردانی که پس از گذشت نزدیک به ۴ دهه همچنیان نامی بزرگ، مطرح و جنجالی در عرصه کارگردانی سینما می‌باشد! اسکورسیزی همچنین رییس بنیاد جهانی حفاظت و نگهداری از فیلمهای قدیمی هم میباشد. مضامین معرف فیلم‌های اسکورسیزی حول و محور شخصیت‌های ایتالیایی و ایرلندی در جامعه آمریکا میچرخد که موضوعات اصلی فیلمهای او را درباره جنایت، مسخ انسانها، گناه و در نهایت رستگاری و همچنین خشونت خاص جامعه آمریکایی تشکیل میدهند. اسکورسیزی همچنین به کارگردان فیلمهای خشن و خونی معروف شده‌است که ممکن هست زیر تیغ سانسور بعضی از صحنه‌های فیلم در اکران یا نمایش تلویزیون قیچی و حذف بشود. شاید به همین علت هم هست که سالها جایزه اسکار نیز جدا از نیش تند سینمای انتقادی اش از او دریغ میشده‌است. گستردگی و قدرت دانش سینمایی اسکورسیزی را که وی را به دایرت المعارف متحرک سینمایی تشبیه کرده‌اند همیشه ستوده‌اند و او را از مهمترین فیلمسازهای آمریکایی در سطح دنیا میدانند که عشق و علاقه فراوان و به گفته بعضی‌ها دیوانه وارش به سینما را همه از آن خبر دارند تا جایی که کسی نیست که نداند سینما مترادف هست با نام یکی از مهمترین عشاقش یعنی مارتین اسکورسیزی.

فیلمهای اسکورسیزی را غالبا یک اتفاق مهم سینمایی میدانند که به وفور مورد ستایش منتقدان واقع میشود.
او را با فیلمهای ماندگارش، خیابان‌های پایین شهر، راننده تاکسی، گاو خشمگین، رفقای خوب و البته دوستی و همکاری متناوبش با بازیگر بزرگ سینما، رابرت دنیرو میشناسند. اسکورسیزی اسکار کارگردانی اش را برای فیلم موفق رفتگان به دست آورد.و نکته جالب توجه در مورد رکورد منحصر به فرد او اینکه، هر ۳ فیلم اسکورسیزی در دهه ۲۰۰۰ کاندید بهترین فیلم و کارگردانی سال در مراسم بافتا، گلدن گلوب و اسکار شدند! و در این بین اسکار کارگردانی و فیلم را برای رفتگان و گلدن گلوب کارگردانی را برای دار و دسته نیویورکی و رفتگان و البته بهترین فیلم بافتا و گلدن گلوب را برای هوانورد به دست آورده‌است.

زندگی‌نامه

مارتین اسکورسیزی (زاده ۱۷ نوامبر ۱۹۴۲) در کویینز نیویورک منطقه ایتالیایی‌های آمریکا میباشد. نیویورک دهه ۴۰ و ۵۰ محل جنایت کاران و گانگسترهای قومیت‌های مختلف بود. اسکورسیزی در محله‌هایی بزرگ شد که پاتوق ایتالیایی‌هایی خلاف کار بود و همین عامل باعث شد تا در شخصیت اسکورسیزی همیشه ردی از گانگسترها به جای بماند.و نمود عینی این واقعیت هم دیالوگ معروف یکی از فیلمهایش به نام رفقای خوب است که شخصیت اصلی فیلم در بخشی که هنوز نوجوان است چنین میگوید که برای من گانگستر بودن بهتر از رئیس جمهور امریکا شدن است. با دانستن این واقعیت که جامعه و اجتماع بی رحم است و با دانستن این واقعیت تلخ که همیشه ضعیف تر نابود میشود اسکورسیزی رشد کرد وبه فیلم سازی محبوب بدل گشت...

در هر حال او تنها فرزند خانواده اش بوده‌است. پدر و مادرش، چارلز و کاترین اسکورسیزی هر دو در صنعت پوشاک مشغول بودند. اما مارتین کودک نحیف و رنجوری بود که اکثر اوقات به خاطر بیماری آسم در خانه به سر می‌برد. در کودکی مذهب و حضور در کلیسا مهمترین وجه زندگی اسکورسیزی را تشکیل میدادند. اما در دوران نوجوانی با رفتن به سینما و دیدن فیلمهای آن زمان به همراه پدرش هوای سینما به سرش زد. به همین خاطر آرزوی اصلی‌اش که کشیش‌شدن بود را رها کرد و از مدرسه علوم مذهبی مستقیما به دانشگاه فیلمسازی نیویورک رفت تا در سال ۱۹۶۶ مدرک تحصیلی اش را دریافت کند. پدر و مادر اسکورسیزی که از همان ابتدا از فیلمساز شدن مارتی تعجب کرده بودند و حتی به طعنه میگفتند که او دیوانه شده هست! به تدریج در فیلمهای پسرشان، خودشان نیز نقشهای کوتاهی را بازی می‌کرده‌اند که از آن جمله میتوان به بازی هر دو در رفقای خوب اشاره کرد. اسکورسیزی ۵ دفعه ازدواج کرده‌است که همسر اول او لارین ماری برنان بوده و دختری به نام کاترین حاصل ازدواج آن دو بود. او سپس با جولیا کامرون ازدواج کرد که دختر دوم اسکورسیزی دومنیکا کامرون نتیجه آن بود. دختری که در یکی از فیلمهای پدر عصر معصومیت نیز بازی کرد. ازدواج بعدی اسکورسیزی با بازیگر معروف سینما دختر اینگیرد برگمان، ایزابلا روسیلینی در سال ۱۹۷۹ بود که در سال ۱۹۸۳ به طلاق انجامید و ازدواج چهارم او با تهیه کننده سینمای آمریکا باربارا دفینا در سال ۱۹۸۵ بوده‌است که در سال ۱۹۹۱ به اتمام رسید. پنجمین و آخرین ازدواج اسکورسیزی با هلن موریس در سال ۱۹۹۹ بوده هست که تا به الان نیز ادامه داشته‌است و البته حاصلش به دنیا آمدن سومین دختر اسکورسیزی فرانسیسکا میباشد که در دو فیلم پدر هوانورد و رفتگان نیز در نقشی کوتاه حضور داشته‌است.

دوران فیلم‌سازی

پس از دریافت مدرک لیسانس در کارگردانی سینما در سال ۱۹۶۳ از دانشگاه نیویورک فارغ التحصیل شد اما قبل از آنکه موفق به ورود به دوره فوق لیسانس شود ناچار شد به خدمت سربازی برود و به عنوان تفنگدار دریایی در جنگ ویتنام شرکت کند که به سختی نیز مجروح شد. پس از آن وی وارد دوره فوق لیسانس سینما در همان دانشگاه شد و در همان دوران شروع به ساخت فیلم‌های کوتاه کرد که با توجه بسیار روبرو شدند، مشهورترین این فیلمهای کوتاه ریش تراشی بزرگ، محصول سال ۱۹۶۷، یک فیلم کوتاه ۶ دقیقه‌ای است. فیلم، داستان شخص بی نامی را روایت می‌کند که جهت تراشیدن ریشش وارد حمام می‌شود. مرد جوان با اصرار بر ادامهٔ ریش تراشی، زخم‌های عمیقی در صورتش ایجاد می‌کند و در نهایت با تیغ گلو و گردن خود را می‌برد. فیلم با نمایی از خون مرد جوان که به روی زمین و بدن خود مرد می‌ریزد، خاتمه می‌یابد. فیلم کنایه‌ای از مداخله آمریکا در جنگ ویتنام بود و نام دیگر فیلم نیز به همین علت بود «ویتنام ۶۷». این فیلم کوتاه با وجود نگرانی‌هایی که از لحاظ موضوعی ایجاد کرده بود اما با این وجود نوید آینده روشنی برای این فیلمساز جوان می‌داد. اسکورسیزی در سال ۱۹۶۷ یعنی یک سال پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه نیویورک اولین فیلم بلندش که البته فیلم پایان نامه دانجشویی او نیز محسوب میشد به نام چه کسی در خانه من را می‌زند؟ را با همکاری همکلاسی‌هایش از جمله تلما شونمیکر به عنوان تدوین گر و هاروی کایتل به عنوان بازیگر ساخت که هر دو همکاری دائمی با وی یافتند. یک فیلم سیاه و سفید که کاملا سبک کاری اسکورسیزی و مضمون مورد علاقه‌اش که بعدها در اولین فیلم مهممش، خیابان‌های پایین شهر آن را ادامه داد واضح بود: همان زندگی خیابانی ایتالیایی آمریکایی‌های نیویورک، تدوین و مونتاژ سریع، موسیقی پس‌زمینه الکتریک راک و همان مرد نقش اول به دردسر افتاده یا درگیر در مخمصه. در سالهای دهه ۷۰ او و فرانسیس فورد کاپولا، برایان دی پالما، جورج لوکاس و استیون اسپیلبرگ با یکدیگر آشنا شدند که به «بچه‌های بداخلاق سینما» مشهور شدند. اینها مهمترین و بزرگترین کارگردانان موج جدید سینمای آمریکا میبوند که نقش بزرگ و مهمی در سبک و سیاق جدید فیلم و سینمای آن دوران بازی کردند. همین وقت‌ها بود که مارتین به عنوان یکی از تدوینگران ووداستاک مشغول به کار و همانجا با بازیگر- کارگردان مشهور جان کاساوتیس نیز آشنا شد. اسکورسیزی به عنوان دوست و مرشد همیشگی کاساوتیس به شمار می‌رفت. بعد از ۵ سال مارتین برای ورود حرفه‌ای به سینما، در سال ۱۹۷۲ یک فیلم درجه ب، یک فیلم گنگستری مربوط به دوران رکود برای راجر کورمن ساخت با نام واگن درخشان. کورمن کسی بود که فیلمسازانی مثل فرانسیس فورد کاپولا، جیمز کامرون و جان سایلز را کارگردان کرده بود و این فیلم کوچک با این که کار مهمی در کارنامه مارتین نبود او را برای یک جور فیلمسازی ارزان و سریع آماده کرد. فیلم بیشتر فیلم تهیه کننده می‌بود و البته راهی بود که برای ورود اسکورسیزی به عرصه کارگردانی سینمای حرفه‌ای شاید که باید انجام میشد. اما بعد از این فیلم، اسکورسیزی از کورمن به درستی جدا شد و رفت تا سینمای خودش را به نمایش بگذارد و همین شد که سر انجام در اولین فیلم تمام کمال گرایانه خودش یکی از مهمترین و شاید بهترین فیلم‌های دوران فیلمسازی‌اش به نام خیابان‌های پایین شهر را با رابرت دنیرو و هاروی کایتل ساخت.

اولین فیلم مهم

خیابان‌های پایین شهر

اسکورسیزی برای ساخت خیابان‌های پایین شهر به دنبال بازیگر بود. برایان دی پالما، رابرت دنیرو را به اسکورسیزی معرفی کرد و از این زمان این دو اسطوره سینما رابطه نزدیکی برقرار کرده و در چندین و چند پروژه سینمایی با یکدیگر همکاری کردند. فیلم توسط منتقد مشهور پالین کیل ستایش و حمایت شد و این تخته پرتابی برای مارتین بود. در این فیلم کل سبک کاری مخصوص مارتین اسکورسیزی حاضر و آماده بود: فضای مردانه، خشونت فراوان، جنایت و رستگاری کاتولیک، چهره خشن از نیویورک، تدوین فوق سریع و موسیقی راک غیر قابل انکار. همچنین خلاقیت و هیجان و تازگی فوق العاده، حال و هوای گیرا، سبک مستندگرای گزنده و سبک خیابانی که شاید منبع الهامی برای جان کاساوتیس و کارهای اولیه ژان لوک گدار بود نیز در آن وجود داشت که این دوران تا دهه هشتاد یکی از بهترین دوران فیلم سازی وی به شمار می‌رود. در واقع فیلم تحسین شده خیابان‌های پایین شهر، استایل هنری اسکورسیزی را نیز شکل داد که به شکلی عریان، خیابان‌ها و حتی فرهنگ نیویورک و آمریکایی را که البته بعد‌ها با راننده تاکسی کاملتر به نمایش گذاشته میشود نشان میدهد.و این فیلم او را در دهه ۷۰ به عنوان استعدادی غیر قابل انکار که سینمای جدیدی را برای عرضه دارد و حتی به عنوان یکی از اصیل ترین فیلمهای تمام دوران سینمای آمریکا برگزیده شد به همه معرفی میکند.

فیلم‌شناسی

خیابان پایین شهر (۱۹۷۳)
آلیس دیگر اینجا زندگی نمی‌کند (۱۹۷۳)
راننده تاکسی (۱۹۷۶)
نیویورک، نیویورک (۱۹۷۷)
گاو خشمگین (۱۹۸۰)
سلطان کمدی (۱۹۸۳)
بعد از ساعت‌ها (۱۹۸۵)
رنگ پول (۱۹۸۶)
آخرین وسوسه مسیح (۱۹۸۸)
بخشی از قصه‌های نیویورکی (۱۹۸۹)
رفقای خوب (۱۹۹۰)
تنگه وحشت (۱۹۹۱)
عصر معصومیت (۱۹۹۳)
کازینو (۱۹۹۵)
کوندون (۱۹۹۷)
احیای مردگان (۱۹۹۹)
دار و دسته‌های نیویورکی (۲۰۰۲)
هوانورد (۲۰۰۴)
داستان کوسه (۲۰۰۴) (گوینده)
رفتگان (۲۰۰۶)
جزیره شاتر (۲۰۱۰)
هوگو (۲۰۱۱)

مستند
سفری شخصی همراه ماتین اسکورسیزی میان فیلم‌های آمریکایی (۱۹۹۵)
سفر من به ایتالیا (۱۹۹۹)
راهی به خانه نیست: باب دیلان (۲۰۰۵)

آلیس دیگر اینجا زندگی نمیکند

پس از آن الن برستین ستاره مشهور سینما تحت تاثیر از همین فیلم یعنی پایین شهر برای کارگردانی فیلم آلیس دیگر اینجا زندگی نمی‌کند، اسکورسیزی را بر می‌گزیند که با اعمال نفوذ وی این کار به او واگذار می‌شود و خود برستین نیز جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را برباید. با اینکه فیلم در سال ۱۹۷۴ بسیار مورد توجه واقع شد و یک اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را نیز برای برستین به دنبال داشت، اما به این دلیل که شخصیت محوری‌اش یک زن بود، یک فیلم خلاف قاعده در کارنامه کارگردانی مارتین در دوره اولیه فیلمسازی‌اش به شمار می‌رود.

راننده تاکسی

مارتین دو سال بعد با فیلم دیگری جهان سینما را تکان داد. در واقع او در سال ۱۹۷۶ یکی از به یاد ماندنی‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما و یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های منتقدان سینما را ساخت: راننده تاکسی با بازی رابرت دنیرو، جودی فاستر، هاروی کیتل و سیبیل شپارد. فیلم در باره سرگشتگی‌های یک سرباز سابق ویتنام است که در منهتن راننده تاکسی شده‌است و با نجات دختر خردسالی از چنگ باند فحشاء و دلبستگی اش به زنی که در دفتر انتخاباتی یک نامزد شهرداری کار می‌کند، در هم گره می‌خورد. شیوه کارگردانی او در راننده تاکسی تابه حال بسیار مورد تقدیر قرار گرفته‌است: استفاده از قطع‌های پرشی، نورپردازی‌های اکسپرسیونیستی و استفاده از نماهای نقطه نظرنماهای نقطه نظر و حرکات آهسته برای نشان دادن حالت‌های روحی شخصیت نخست. بخشی از موفقیت فیلم مربوط به حضور رابرت دنیرو در نقش اصلی و همچنین جودی فاستر در یک نقش فوق العاده جنجالی و هاروی کایتل بود. این فیلم شروع یک همکاری طولانی مدت با نویسنده فیلمنامه پل شرایدر هم بود. راننده تاکسی اسکورسیزی با وجود جنجال‌های هنگام نمایش فیلم، پنج سال بعدهم دوباره سر زبان‌ها افتاد، وقتی که جان هینکلی یک توطئه ترور برای رییس جمهور وقت دونالد ریگان ترتیب داد و علت آن را تاثیر عمیق فیلم راننده تاکسی با شخصیت تراویس و البته علاقه اش به جودی فاستر دیگر بازیگر فیلم عنوان کرد. (در فیلم هم تراویس بیکل یک سناتور را ترور می‌کند.) راننده تاکسی خشونتی بی اندازه را به تصویر میکشید، و با وجود موفقیتهای خیابان‌های پایین شهر، این فیلم بود که به اسکورسیزی و دونیرو هویت بخشید.این فیلم اولین حضور جودی فاستر در نقش روسپی خرد سال است که برای آن برنده جایزه بهترین بازیگر نوپای بفتا (آکادمی هنرهای فیلم و تلویزیون بریتانیا) نیز شد و یک دهه بعد نیز به ستاره سینمای هالیوود تبدیل شد. این فیلم در چهار رشته به جز کارگردانی، نامزد اسکار شد که به هیچ کدام دست نیافت، در عوض برنده شدن این فیلم در جشنواره کن که معتبرترین جشنواره سینمایی جهان محسوب می‌شد، نام اسکورسیزی را بر سر زبان‌ها انداخت. بعد از آن، مارتین بازی در نقش چارلز منسون در فیلم درهم و برهم و نقشی در یک سرخ بزرگ از ساموئل فولر را رد کرد. اما بازی در نقش یک گنگستر در فیلم کانون بال به کارگردانی پل بارتل را پذیرفت. او همان وقت‌ها بود که دو پروژه با عنوان تابستان جن زده درباره مری شلی و زانوی زخمی با بازی مارلون براندو در ارتباط با قتل عام سرخپوستان را ناتمام رها کرد.

نیویورک نیویورک و مستند آخرین والس

موفقیت هنری راننده تاکسی، باعث شد اسکورسیزی اولین فیلم پرهزینه‌اش را کارگردانی کند. یک موزیکال فوق العاده سبک‌دار به نام نیویورک نیویورک. ادای دین خالصانه اسکورسیزی به زادگاهش و موزیکال کلاسیک هالیوودی او با شکست تجاری و حتی تقریبا انتقادی مواجه شد. این فیلم سومین همکاری کارگردان با رابرت دنیرو بود و لیزا مینلی (یک ادای دین به وینسنت مینلی پدرش که کارگردان افسانه‌ای برخی از بهترین موزیکال‌های تاریخ سینما است) نیز در آن بازی داشتند. با وجود ظاهر پرطمطراق معمول فیلمهای اسکورسیزی و شجاعت سبک مدارانه آن، بسیاری از منتقدان عقیده داشتند که نزدیک شدن این فیلم به یک حال و هوای استودیویی باعث شده کندتر از کارهای قبلی او باشد. اما باز هم اغلب موضوعات کلیدی فیلم درباره جنون و ناامنی مردانه (که ارتباط موضوعی مستقیمی با خیابان‌های پایین شهر، راننده تاکسی و فیلم بعدی اش گاو خشمگین داشت) در آن دیده می‌شد. برخورد ناامید کننده منتقدان و مردم در مقابل نیویورک نیویورک باعث شد مارتین دچار افسردگی شود. در این زمان اعتیاد او به کوکایین به شکل جدی افزایش پیدا کرده بود. با این وجود توانست یک مستند فوق العاده تحسین شده درباره آخرین کنسرت گروه The Band با نام آخرین والس را بسازد. این کنسرت در وینترلند بالروم در سان فرانسیسکو انجام شد و یکی از گرانترین مجموعه خوانندگانی که در یک کنسرت دور هم جمع شده بودند را نظیر اریک کلپتون و باب دبلن در بر می‌گرفت. درگیری اسکورسیزی در دیگر پروژه‌ها باعث شد نمایش فیلم تا سال ۱۹۷۸ به تعویق بیافتد. مارتین یک مستند دیگر به نام پسر آمریکایی که در سال ۷۸ به نمایش درآمد را هم ساخت که درباره استیو پرینس، همان اسلحه فروش مغروری که در راننده تاکسی بازی کرد بود. پس از آن یک دوره استفاده مداوم الکل سلامتی مارتین را به خطر انداخت.

گاو خشمگین

خیلی‌ها معتقدند رابرت دنیرو تاثیر بسیار زیادی در متقاعد کردن مارتین اسکورسیزی برای ترک کوکایین و ساخت (به اعتقاد خیلی‌ها) بهترین فیلم اش گاو خشمگین داشته‌است. رابرت او را متقاعد کرد که دیگر نمی‌تواند فیلمی بسازد و مارتین هم تمام انرژی اش را برای ساختن این بیوگرافی خشن از قهرمان میان وضع، جیک لاموتا (گاو برانکسی)، صرف کرد. فیلم به یکی دیگر از فیلمهای ماندگار اسکورسیزی تبدیل شد و اولین فیلم زندگی نامه‌ای بسیار فوق العاده به کارگردانی اسکورسیزی بود که سال(۱۹۸۰) به روی پرده‌های سینما آمد. گاو خشمگین به عنوان یک شاهکار سینمایی ارزیابی شد و عنوان بهترین فیلم دهه ۸۰ را نیز کسب کرد. فیلم نامزد هشت جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد برای رابرت دنیرو و اولین نامزدی مارتین برای بهترین کارگردانی بود. دنیرو جایزه را برد و تلما شون میکر برای تدوین هم همینطور اما اسکورسیزی مبارزه را به رابرت ردفورد که جوایز اصلی را برای کارگردانی آدم‌های عادی بدست آورده بود باخت. کشف جدید اسکورسیزی یعنی جو پشی هم که برای اولین بار جلوی دوربین مارتین می‌رفت نیز کاندید اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای این فیلم شده بود. گاو خشمگین به صورت سیاه و سفید با کنتراست بالا فیلمبرداری شده بود و شاید بتوان گفت که سبک کارگردان در این فیلم به اوج خودش رسیده بود. راننده تاکسی و نیویورک نیویورک عناصری از اکسپرسیونیسم را برای نشان دادن مشکلات روحی شخصیت اصلی استفاده کرده بود اما اینجا این سبک به اوج خودش رسیده بود: حرکات آهسته گسترش یافته، نماهای تراکینگ پیچیده، اعوجاج عجیب پس زمینه (ابعاد رینگ بوکس مسابقه به مسابقه تغییر می‌کردند) و همینطور موضوع. نگرانی‌های خیابان‌های پایین شهر و راننده تاکسی هم ادامه داشت. مردان نامطمئن، خشونت، جرم و جنایت و رستگاری. با اینکه فیلمنامه فیلم توسط پل شرایدر و ماردیک مارتین (یکی از نویسندگان خیابان‌های پایین شهر) نوشته شده بود اما فیلم نهایی بسیار با فیلمنامه اولیه شرایدر متفاوت بود. فیلمنامه بعدها چندین بار توسط نویسندگان مختلفی از جمله جی کاکس (که بعدها در نوشتن عصر معصومیت و دار و دسته نیویورکی همکاری کرد) بازنویسی شد. اما نسخه نهایی توسط اسکورسیزی و رابرت دنیرو نوشته شد. امروزه از گاو خشمگین به عنوان هنری ترین فیلم تاریخ ورزشی سینما نام برده میشود که انستیتو فیلم آمریکا نیزAFI هم گاو خشمگین را به عنوان بهترین فیلم تاریخ ورزشی سینما و همچنین چهارمین فیلم برتر تاریخ برگزیده هست.

سلطان کمدی

فیلم بعدی اسکورسیزی پنجمین همکاری او با رابرت دنیرو و بازی متفاوت جری لوییس، شاهکاری دیگر به نام سلطان کمدی (۱۹۸۳) بود. یک هجویه تیره و تار درباره رسانه و شهرت که به وضوح با فیلم‌های پرشوری که او تا به این زمان ساخته بود تفاوت داشت. در مورد شکل ظاهری فیلم هم همین طور بود. فیلم جنب و جوش کمتری نسبت به سبک کاری‌ای که کارگردان تا این زمان نشان داده بود داشت و از نماهای ساکن و برداشت‌های طولان‌تری استفاده کرده بود. اکسپرسیونیمی که در کارهای اخیر او بود اینجا کاملا جایش را به سورئالیسم داده بود. با این وجود باز هم سبک اسکورسیزی کاملا واضح بود: فیلم با این که از نیویورک دور شده بود بسیاری از ویژگیهای مشترک را از راننده تاکسی به عاریت گرفته بود. سلطان کمدی در گیشه شکست خورد اما از آن زمان تاکنون بسیار مورد ستایش منتقدین قرار گرفت که از آن نمونه میتوان به نقد معروف ستایش آمیز راجر ایبرت به این شاهکار کمدی سیاه اسکورسیزی که ۴ ستاره داد نام برد. به نظر می‌رسد که موضوعات مطرح شده در فیلم و تهی بودن صنعت نمایش و عقده‌های شهرت در این زمانه بیشتر وجود داشته باشد تا آن زمانی که فیلم به نمایش عمومی درآمد. خلاقیت اسکورسیزی در ساخت چنین فیلمی در طول زمان توسط کارگردانان بزرگی هم مورد ستایش قرار گرفته هست که از آن میتوان به قرار گرفتن این فیلم در لیست محبوبترین فیلمهای عمر کارگردانان تحسین شده بزرگی نظیر آکیرا کوروسوای فقید و یا ویم وندرس آلمانی نام برد. دیوید فینچر هم از نام کاراکتر دنیرو در فیلم(روبرت پاپکین) در شاهکارش فایت کلاب به طعنه استفاده کرد. سلطان کمدی را بزرگترین شاهکار قدر ندیده اسکورسیزی به حساب می‌آورند. کار بعدی اسکورسیزی یک حضور افتخاری در فیلم پاولووا: زنی برای همیشه بود که ابتدا قرار بود توسط یکی از اسطوره‌های زندگی‌اش مایکل پاول کارگردانی شود. پس از این فیلم در نقشی مهمتر در فیلمی درباره موسیقی جاز اثر برتراند تاورنیه با نام round Midnight ظاهر شد. در سال ۱۹۸۳ اسکورسیزی فعالیت‌اش را روی یک کار شخصی که سال‌های متمادی با آن درگیر بود متمرکز کرد. آخرین وسوسه مسیح فیلمی بود بر اساس کتاب سال ۱۹۵۱ به همین نام و نوشته نیکوس کازانتزاکیس. این کتاب توسط بارابارا هرشی در همان سال‌های انتهایی دهه ۱۹۶۰ زمانی که هر دو به دانشکده نیویورک می‌رفتند به او معرفی شده بود. ابتدا قرار بود که فیلم توسط کمپانی پارامونت ساخته شود اما کمی بعد از آن که تصاویر اولیه گرفته شد پارامونت تحت فشارهای گروه‌های مذهبی از کار کنار کشید. در این نسخه سال ۱۹۸۳ که ناتمام ماند آیدان کویین در نقش مسیح و استینگ در نقش پونتیوس پیلیت ظاهر شدند.در نسخه سال ۱۹۸۸ این نقش‌ها توسط ویلیام دافو و دیوید بووی ایفا شد.

بعد از ساعتها

مارتین در مستند فیلم ساختن برای زندگیتان: در مورد ساخت پس از ساعت‌ها در سال ۲۰۰۴ شرح می‌دهد که پس از عدم موفقیت در ساخت این پروژه(آخرین وسوسه مسیح) دوباره حرفه‌اش در نقطه بحرانی قرار گرفت. مارتین با مشاهده دنیای تجاری دهه ۸۰ هالیوود، که هر روز بیشتر بر فیلم‌های سبک‌دار و شخصی‌ای که او و بقیه همتایان‌اش در دهه ۷۰ می‌ساختند دور شده بود و در دنیایی که دیگر از این شکل کارها کسی لذت نمی‌برد، تصمیم گرفت به نگاه کاملا جدیدی در کار بعدی‌اش نزدیک شود. او در پس از ساعت‌ها در سال ۱۹۸۵ دوباره به همان زیبایی شناسی که رابطه‌اش را با آن قطع کرده بود برگشت، تقریبا همان سبک فیلمسازی زیرزمینی که تنها هدفش زنده ماندن بود. این فیلم که با بودجه بسیار ناچیزی در لوکیشنی در سوهو در حول و حوش منهتن فیلمبرداری شده بود یک کمدی سیاه درباره یک شب نحس برای یک ویراستار مهربان نیویورکی با بازی گریفین دان بود که بازیگران متفاوتی مثل تری گار و چیچ اند چانگ نقش‌های کوتاهی در آن بازی کردند. این فیلم با وجودی که کمی با سبک اسکورسیزی متفاوت بود، با این حال با فیلم‌های محبوب کم بودجه کالت دهه ۸۰ مثل یک چیز وحشی اثر جاناتان دمی و Repo Man اثر الکس کاکس متناسب بود. به طور کلی بعد از ساعتها هم از آن دست فیلمهای دست کم گرفته اسکورسیزی محسوب میشود که در بین پروژه‌های بزرگ ماندگارش نامی از این فیلم هم به طور طبیعی نباید باشد. اما نقدهای مثبت به این فیلم و البته در شرایط و هدفی هم که اسکورسیزی تصمیم به ساخت چنین فیلمی گرفت نیز همیشه بسیار قابل توجه میباشد. ضمنا افتخار نخل طلای بهترین کارگردانی جشنواره کن نیز پاداش فیلم بعد از ساعتها برای اسکورسیزی بود.

رنگ پول

در سال ۱۹۸۶ اسکورسیزی دنباله فیلم تحسین شده پل نیومن، بیلیارد باز، (۱۹۶۰) را با عنوان رنگ پول با بازی تام کروز که اولین شروع جدی و مهم سینمای این بازیگر میبود بازسازی کرد و در همین زمان روی موزیک ویدیوی مشهور مایکل جکسون با عنوان بد (۱۹۸۷) هم کار کرد. با وجود سبک ظاهری کاملا مشخص فیلم، رنگ پول اولین حمله اسکورسیزی به جریان اصلی سینمای تجاری بود. رنگ پول به ماندگاری شاهکار بیلیارد باز نمیرسید اما دنباله هوشمندانه‌ای محسوب میشود که امروزه حال و هوای کلاسیک هم پیدا کرده‌است. پل نیومن هم عاقبت توانست اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را به کارگردانی اسکورسیزی در این فیلم به دست بیاورد.اما برای اسکورسیزی بیش از همه مهم این بود که با موفقیت نصفه و نیمه فیلم، دوباره به ساخت پروژه‌ای که سالها انتظارش را می‌کشید برگردد: آخرین وسوسه مسیح.

آخرین وسوسه مسیح

پس از یک کار نصفه و نیمه در سینمای تجاری هالیوود در اواسط دهه هشتاد اسکورسیزی، در سال ۱۹۸۸، به همان فیلمسازی شخصی‌اش با یک فیلمنامه پل شرایدری بازگشت. ابتدا قرار بود که دنیرو در نقش مسیح ظاهر بشود، اما مارتی بعد از اظهار نگرانی‌های دنیرو به خاطر بازی در این نقش، ویلیاو دفو را جایگزین او کرد و هاروی کایتل هم در نقش یکی از حواریون، نقش آفرینی کرد. مارتین در آخرین وسوسه مسیح به جای ارائه یک تصویر قدسی از حضرت مسیح به او چهره‌ای مادی داده بود. فیلم حتی پیش از اکران اعتراض‌های زیادی برانگیخت، و همین اعتراض‌های جهانی در برابر موضوعی که به زعم آن‌ها کفرآمیز بود این فیلم کم بودجه را به یک حساسیت رسانه‌ای با جنجال بسیاری در جهان تبدیل کرد که کارگردان را از سوی پاپ تحریم و حتی تکفیر کرده بود. بیشتر اعتراضات به صحنه‌های پایانی و جایی که مسیح در رویایش با مریم مجدلینه ازدواج می‌کند مربوط بود. علی‌رغم این‌ها فیلم برای‌ اسکورسیزی برای بار دوم یک نامزدی برای بهترین کارگردان در آکادمی اسکار به همراه آورد(اولین و تنها فیلمی در مورد مسیح که کارگردان آن به نامزدی اسکار میرسد) که باعث شد بیش از پیش نام مارتی بر سر زبانها بیاید، اما در نهایت این اسکار به بری لوینسون برای مرد بارانی تعلق گرفت. در سال ۱۹۸۹ او یکی از اپیزودهای قصه‌های نیویورکی را کارگردانی کرد که دیگر اپیزودهای آن را فرانسیس فورد کاپولا و وودی آلن ساخته بودند.راجر ایبرت ایپیزود اسکورسیزی را بهتر از دو قسمت دیگر توصیف کرد.

رفقای خوب

بعد از یک دهه پرمشقت، نوبت به حماسه گانگستری رفقای خوب (۱۹۹۰) رسید که یک فیلم زندگی نامه‌ای شاهکار دیگر والبته یک بازگشت به فرم شخصی اسکورسیزی به حساب می‌آمد و همچنین بهترین فیلم او از پس از گاو خشمگین. مارتین با وجود دنیرو و جو پشی، نمایشی شجاعانه از تکنیک سینمایی‌اش را ارائه کرد و شهرت و اعتبارش نیز دوچندان شد. در این فیلم رابرت دنیرو بار دیگر پس از گاو خشمگین در کنار [[جو پشی]] قرار گرفت و به همراه ری لیوتا بازیگران اصلی این فیلم ماندگار را تشکیل دادند. این فیلم هنوز هم به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای کارگردانی اسکورسیزی به شمار می‌آید. فیلم پیشرفتی در لحن کارهای کارگردان بود و بخشی از تکامل تکنیکی دوران حرفه‌ای اش به شمار می‌آمد. بسیاری از منتقدان از رفقای خوب به عنوان یک نمونه مثال زدنی و اوج هنر تکنیکی سینمایی مارتین نام می‌برند. راجر ایبرت منتقد معروف هم از رفقای خوب به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینما نام برد. و مجله توتال فیلم هم رفقای خوب را برترین فیلم تاریخ سینما در تمام دوران معرفی کرد. رفقای خوب سبک و روایت و البته پرداخت متفاوتی نسبت به دیگر فیلمهای مهم مافیایی نظیر پدرخوانده داشت و مثلا از خرده پاها میگفت نه کله گنده‌ها. همین مورد از دیگر عوامل موفقیت این فیلم بود که به ورطه تکرار نیفتاد و موجی از فیلمهای تحت تاثیر خودش را در سالیان بعد به تاثیر و یا گاها تقلید از رفقای خوب به راه انداخت. این فیلم شش نامزدی اسکار از جمله بهترین فیلم و کارگردانی را به دست آورد. جو پشی در یکی از به یاد ماندنی ترین نقشهای مکمل و گنگستری سینما توانست که اسکار را به خانه ببرد و اسکورسیزی هم برای سومین بار به کاندیدای اسکار کارگردانی و اولین بار اسکار فیلمنامه رسید. اما او باز هم به اسکار نرسید و این بار به کارگردان تازه‌کار فیلم رقص با گرگها، کوین کاستنر، باخت. با این حال اسکورسیزی در همان سال یک رکورد منحصر به فرد را با کسب سه جایز در یک شب در مراسم معتبر انگلیسی‌ها یعنی جایزه بافتا توانست که به نام خودش خلق بکند. او با رفقای خوب توانست که عنوان بهترین فیلم، کارگردانی و فیلمنامه سال را همگی را از آن خودش کند! اسکورسیزی در سال ۱۹۹۰ در نقش کوتاه ونسان ونگوک در فیلم رویاهای کارگردان افسانه‌ای سینمای ژاپن آکیرا کوروساوا هم بازی کرد.


تنگه وحشت فیلم بعدی اسکورسیزی تنگه وحشت (۱۹۹۱) بازسازی فیلم مشهوری به همین نام در سال ۱۹۶۲ در ژانر دلهره آور جنایی میبود و هفتمین همکاری کارگردان با رابرت دنیرو به حساب می‌آمد که هیچ وقت نمیتوان بازی زیبای او را در نقش «مکس کدی»در این فیلم از خاطر پاک کرد. این فیلم بازگشت دوباره کارگردان به جریان اصلی سینما و یک تریلر سبک دار که بسیار تحت تاثیر آلفرد هیچکاک و شب شکارچی (۱۹۵۵) چارلز لاتون بود به شمار می‌رفت. تنگه وحشت با وجود نظرات در مجوع مثبت منتقدین، بیشترین نظرات انتقادی متفاوت را نسبت به دیگر فیلمهای کارگردان تا آن زمان دریافت کرد و به خاطر وجود صحنه‌هایی که خشونت مازوخیستی را به نمایش می‌گذاشت تقبیح شد. با این وجود موضوع بی‌پرده فیلم این فرصت را به مارتین می‌داد که حقه‌ها و افکت‌های تصویری بسیار متفاوتی را تجربه کند و به لحاظ کارگردانی نیز در سکانسهای پایانی توانایی خودش را به عنوان چیره دست ترین کارگردان زمان به رخ بکشاند. فیلم نامزد دو جایزه اسکار شد و نزدیک ۸۰ میلیون دلار فقط در آمریکا فروش کرد و توانست که طرفداران بسیاری را جذب خودش بکند. اکران این فیلم که یک سال بعد از شاهکار رفقای خوب، به لحاظ هنری قدم رو به جلویی برای کارگردان محسوب نمیشد تا ۱۳ سال بعد که هوانورد به نمایش درآمد به عنوان موفق‌ترین فیلم اواز لحاظ تجاری باقی ماند. اسکورسیزی در همین سالها کارگردانی فیلم فهرست شیندلر را که اسپیلبرگ به او پیشنهاد داد را نپذیرفت.

عصر معصومیت

اسکورسیزی علاوه بر فیلمهای گانگستری در ژانرهای دیگری نیز فیلم ساخته‌است که در نوع خود بسیار زیبا بوده‌اند از جمله فیلم عصر معصومیت که فیلمی تماما درام وعاشقانه‌است و از کارگردانی چون اسکورسیزی که تخصص اصلی او ساختن فیلمهای جنایی است، شاهکاری به حساب می‌آید. فیلم داستان روان و زیبایی دارد ودر سال ۱۹۹۳ ساخته شده‌است و از بارز ترین نکات فیلم میتوان به طراحی صحنه فوق العاده باشکوه و موسیقی بی بدیل آن اشاره نمود که در جای جای فیلم خودنمایی میکند. البته عصر معصومیت در گیشه فیلم موفقی محسوب نمیشود، اما از لحاظ ظاهری یک تغییر سبک برای فیلمساز بود. فیلم یک اقتباس باشکوه و خوش سر و شکل از رمان ادیت وارتون از جامعه اواخر قرن ۱۹ نیویورک بود اما وجود مایه‌های فلسفی و توجه به جزییات و تزیینات تصویری به وضوح دست و پای مارتین را بسته بود. عصر معصومیت با توجه به سینمای متفاوتی که دوستداران کارگردان او را با سینمای دیگری میشناسند، با وجود برخوردای از نقدهای گسترده مثبت منتقدان، خیلی فیلم محبوبی در بین علاقه مندان خود کارگردان محسوب نمیشود. این فیلم اولین همکاری اسکورسیزی با دانی دی لوییس میبود که با حضور میشل فایفر و ویونا رایدر مثلث عشقی فیلم را تشکیل داده بودند. فیلم در ۵رشته هم به کاندیدای اسکار رسید که یکی از آنها نامزدی نا موفق اسکورسیزی در فیلمنامه اقتباسی میبود که بعد از رفقای خوب برای دومین بار بود که کارگردان برای فیلمنامه هم به کاندیدای این جایزه میرسد. عصر معصومیت توسط اسکورسیزی به پدرش که قبل از اتمام فیلم از دنیا رفت تقدیم شد.

کازینو

کازینو (۱۹۹۵) یک فیلم خشن و پر خرج بود که درست همانند عصر معصومیت درباره مردی بود که زندگی کاملا مرتب‌اش با اتفاقات پیش‌بینی ناپذیری ویران می‌شود. این حقیقت که فیلم یک فیلم خشن گنگستری بود طرفداران کارگردان که با فیلم متفاوت قبلی‌اش جا خورده بودند را بیشتر راضی کرد. کازینو هم نظرات تقریبا متفاوتی را برانگیخت که بیشتر انتقادات متوجه شباهت سبکی این فیلم با رفقای خوب بود. فیلم را شاید با فاصله بتوان خشن‌ترین(یکی دیگر از دلایل انتقادات) و از هم گسیخته‌ترین فیلم اسکورسیزی به حساب آورد که صحنه‌های ابتدایی آن تقریبا مستند به نظر می‌رسیدند. ایرادات انتقادی هم با وجود این حقیقت که فیلم (با مدت زمانی نزدیک به ۳ ساعت) یک دستاورد تکنیکی فوق العاده بود کمی جلوه‌اش را از دست می‌دهد. به هر حال این فیلم شلوغ و پر رفت و آمد هم به خودی خود یک اثر گنگستری نسبتا قوی محسوب میشود که نشان داد که اگرچه اسکورسیزی در همان ژانر همیشگی اش فیلم میسازد ولی هرگز بیننده را خسته نمیکند. و با اینکه جایزه و نامزدی برای کارگردان در اسکار به همراه نداشت ولی یکبار دیگر بازیگری از فیلم اسکورسیزی را به سطوح بالا رساند که چون فیلم یک شارون استون بسیار غیر منتظره حیرت اور هم دارد که به کاندیدای اسکار هم رسید! اسکورسیزی در مستند فوق العاده ۴ ساعته یک سفر شخصی با مارتین اسکورسیزی به درون سینمای آمریکا در سال ۱۹۹۵ از دوران سینمای صامت تا سال ۱۹۶۹ که کارگردانی را شروع کرده سفر می‌کند اما همانطور که پس از آن می‌گوید معتقد است که «نظرم را در مورد خودم و همقطارانم صائب نمی‌دانم.»


کوندون

اسکورسیزی در فیلم بعدی اش کاندون (۱۹۹۷) طرفدارانش را بیشتر از عصر معصومیت شگفت‌زده کرد و سالهای اولیه چهاردهمین دالای لاما، اشغال تبت توسط چین کمونیستی و تبعید دالای لاما به هند را به تصویر کشید. به غیر از تفاوت موضوعی، اسکورسیزی در کاندون به یک شکل روایی و ظاهری تازه‌ای رسید. ابزار دراماتیک سنتی جایش را به یک حس مدیتیشن گونه داد که توسط تصاویر رنگارنگ به استادی و وضوح روایت شده بود. فیلم در کوتاه مدت با جذابیت شهودی‌ای که در بیننده بر می‌انگیزاند بر شهرت کارگردان افزود. اما در دراز مدت مشخص شد که کاندون در بسیاری از بررسی‌های کارنامه هنری کارگردان بیشتر به این دلیل که یک تغییر روش موضوعی/سبکی است کنار گذاشته می‌شود. (باید توجه داشت که این دومین رویکرد او به رهبران مذهبی پس از آخرین وسوسه مسیح بود) اسکورسیزی با ساخت کوندون از سوی روسای دولت چین هم رسما تحریم میشود!

احیای مردگان

فیلم بعدی احیای مردگان (۱۹۹۹) بازگشت دوباره کارگردان به زمینه‌های آشنای قبلی‌اش بود. او و نویسنده‌اش پل شریدر یک طنز کاملا سیاه بر مبنای کار قبلی‌اشان، راننده تاکسی، ساختند. مانند همکاری‌های قبلی اسکورسیزی/شریدر –شاید هم بیشتر- نماهای پایانی رستگاری پایانی فیلم بوضوح یادآور کارهای روبر برسون بود. احیای مردگان با وجود غالبا نقدهای مثبتی که گرفت اما به هیچ وجه به مانند بعضی از دیگر فیلمهای کارگردان مورد ستایش و تحسین جهانی قرار نگرفت. پل شرایدر یکی از دلایل عدم موفقیت احیای مردگان در اندازه راننده تاکسی را حضور نیکلاس کیج در فیلم دانست!

دار و دسته نیویورکی

در سال ۱۹۹۹ اسکورسیزی مستندی درباره سینمای ایتالیا تهیه کرد با نام گشت و گذار من در ایتالیا. این مستند روی پروژه بعدی او دار و دسته نیویورکی که از کارگردانان بزرگ سینمای ایتالیا مثل لوکینو ویسکونتی تاثیر گرفته بود و به شکل کامل در استودیوی مشهور شهر رم، چینه چیتا فیلمبرداری شد تاثیر کاملا مشخصی داشت. بعد از چند سال تقریبا بی خبری که از اسکورسیزی حرکت مهمی در سینما دیده نمیشد، دار و دسته نیویورکی در سال ۲۰۰۲ و با بودجه‌ای بالغ بر ۱۰۰ میلیون دلار که احتمالا بزرگترین و وابسته‌ترین فیلم او به جریان اصلی‌ سینمای هالیوود تا به امروز است به نمایش در آمد. این فیلم هم مثل عصر معصومیت درباره نیویورک قرن نوزدهم است و بر بخش متفاوت زندگی اجتماعی آن دوره تمرکز می‌کند (و مانند آن فیلم دانیل دی لوییس در آن بازی می‌کند) در میانه فیلمبرداری شایعات زیادی مبنی بر اختلاف کارگردان با رییس استودیوی میراماکس، هاروی واینستاین، هم وجود داشت. اما با این که تمامی آن‌ها تکذیب شد با این وجود با توجه به نشانی‌هایی که در فیلم وجود دارد می‌توان این فیلم را عامی‌ترین فیلم اسکورسیزی دانست: لحن روایی فیلم چیزی است که همواره کارگردان از آن اجتناب کرده‌است از جمله شخصیت‌هایی که فقط برای نمایش‌دادن در فیلم حضور دارند یا بازگشت به گذشته‌های تشریحی‌ای که در این فیلم به وفور دیده می‌شوند. موسیقی اصلی فیلم هم که توسط همکار قدیمی او المر برنستاین ساخته شده بود در آخرین مراحل با آهنگساز عام‌تری مثل هاوارد شور تعویض شد و هنرمندان راک جریان اصلی مثل U۲ و پیتر گابریل در آن کار کردند. با این وجود موضوعات اصلی فیلم مطابق علایق تثبیت شده کارگردان بود: نیویورک، خشونت به عنوان یک ویژگی بومی، تفاوت‌های فرهنگی ناشی از تفاوت‌های نژادی. فیلم برای پخش در زمستان سال ۲۰۰۱ برنامه ریزی شده بود (برای شرکت در مراسم اسکار) اما مراحل نهایی آماده‌سازی فیلم تا اوایل سال ۲۰۰۲ به طول انجامید و استودیو اکران فیلم را برای نزدیک به یک سال به تعویق انداخت تا آن را در فصل اسکاری در اواخر ۲۰۰۲ به نمایش در بیاورد. در فوریه ۲۰۰۳ دار و دسته نیویورکی نامزد ده جایزه اسکار شد از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگری برای دانیل دی لوییس. این چهارمین باری بود که اسکورسیزی نامزد اسکار بهترین کارگردانی می‌شد اما این بار هم آن را این دفعه به رومن پولانسکی باخت و فیلم هم به شکل عجیبی در تمامی رشته‌ها دست خالی به خانه بازگشت!(صحبتهای زیادی از کارگردان تا پسر چارلی چاپلین در موردناحقی نسبت به این فیلم به دلایلی مختلف مثلا اجتماعی و البته سیاسی انجام شد) با این حال این فیلم بلآخره منتقدان سطح اول در گلدن گلوب را قانع کرد تا به اسکورسیزی برای اولین بار جایزه بدهند. لیوناردو دی کاپریو برای اولین بار با اسکورسیزی در این فیلم همکاری اش را شروع کرد اما به قدری دانی دی لوییس قدرتمندانه و ماندگار نقش بیلی قصاب را به تصویر کشید که هیچ کس متوجه درخشش بازیگر دیگری در این فیلم نبود و حتی به حصور دیکاپریو در فیلمی از اسکورسیزی خرده گرفته میشد!

هوانورد

سال ۲۰۰۳ فیلم بلوز به سرپرستی اسکورسیزی که یک مستند پرخرج درباره تاریخ موسیقی بلوز از ریشه‌های آفریقایی آن تا خلیج می‌سی سی پی و بعد از آن بود به نمایش در آمد. ۷ فیلمساز از جمله ویم وندرس، کلینت ایستوود، مایک فیگیس و خود اسکورسیزی هر کدام یک فیلم نود دقیقه‌ای ساختند که بخش ساخته او «حس بازگشت به وطن» نام داشت. اما فیلم بعدی اسکورسیزی هوانورد (۲۰۰۴) یک فیلم پرخرج و غول آسای باز هم زندگینامه‌ای این بار درباره کارگردان، تهیه کننده و مولتی میلیونر نامعقول افسانه‌ای و پیش گام صنعت هوانوردی هاوارد هیوز بود. این فیلم هم مثل دار و دسته نیویورکی و شاید از آن بیش‌تر مثل نیویورک نیویورک، کوشش دیگری فیلمساز برای پیوند حساسیت‌های شخصی اش با دوران طلایی هالیوود بود. فیلم که قرار بود ابتدا به کارگردانی مایکل مان سخته بشود با موفقیت هنری و تجاری همه جانبه‌ای مواجه شد و همچنین توسط آکادمی اسکار هم تحویل گرفته شد تا اسکورسیزی لقب کارگردان تمام نشدنی را دریافت بکند و دیکاپریو یار نوین کارگردان و کیت بلانشت بازیگر نقش کاترین هپ بورن بسیار تمجید شدند. هوانورد در مراسم گلدن گلاب نامزد شش جایزه از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر درام برای نقش آفرینی تحسین بر انگیز لئوناردو دی کاپریو شد و سه جایزه شامل بهترین فیلم، کارگردانی و بازیگر درام را هم برد. در ژانویه سال ۲۰۰۵ هوانورد با نامزدی در ۱۱ رشته بیشترین فیلمی بود که نامزد می‌شد. فیلم در اکثر رشته‌های اصلی نامزد دریافت جایزه شد از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی (برای پنجمین بار) و بهترین بازیگر مرد (لئوناردو دی کاپریو) بهترین بازیگر نقش مکمل زن (کیت بلانشت) و بازیگر نقش مکمل مرد (آلن آلدا). اما فیلم تنها ۵ اسکار گرفت: بهترین بازیگر نقش مکمل زن، بهترین طراحی صحنه، بهترین طراحی لباس، تدوین و فیلمبرداری. اسکورسیزی این بار هم جایزه را به کلینت ایستوود و دختر میلیون دلاری‌اش واگذار کرد تا با این همه تاثیرگذاری بر سینما وفعالیت وساخت فیلمهای شاهکار و در خور احترام، هنوز هم محبوب داروران آکادمی اسکار نبوده باشد وبا وجود نامزد شدن بسیاری از فیلمهایش در اسکار هیچ وقت خودش این جایزه را کسب نکرده باشد! با این حال هوانورد به اولین فیلمی از کارگردان تبدیل شد که در آمریکا بالای ۱۰۰ میلیون فروش کرد و البته رکورد تنگه وحشت او را نیز به عنوان پرفروش ترین فیلم کارنامه اش شکست. اسکورسیزی در سال ۲۰۰۵ مستند تحسین شده راهی به خانه نیست(باب دیلن) را به بیرون عرضه کرد.

رفتگان

اما در سال ۲۰۰۶ جهان دیگر حتا قادر به دادن لقبی هم به اسکورسیزی نبود. او با فیلم Departed (رفتگان) غوغایی دیگر به پا کرد. این فیلم بسیار سنگین و خشن با درجه R کاری کارستان کرده و فقط در آمریکا ۱۳۰ میلیون دلار فروش کرد. هنگامی که گلدن گلوب برای بار دوم به اسکورسیزی جایزه داد، آکادمی هم جرات یافت تا سرانجام نخستین اسکار را به پیرمرد تند و خشن هالیوود بدهد. این فیلم با هنرمندی لئوناردو دی کاپریو، جک نیکلسون، مت دیمون و مارک والبرگ جوایز اصلی اسکار را نیز درو کرد. اسکورسیزی تصمیم به بازسازی فیلمی از سینمای هنگ کنگ گرفت و یک تریلر پلیسی گنگستری در بوستون را برای تماشاگران خلق کرد که اسمش را گذاشته بود رفتگان. رفتگان فراتر از انتظار اسکورسیزی عمل کرد و توانست یکی از موفترین فیلمهای اسکورسیزی به شمار برود که علاوه بر موفقیت‌های هنری و نظر بسیار مثبت منتقدین به همراه حضور موفق در جشنواره‌ها و فصل جوایز در جدول گیشه نیز فروش خیلی خوبی در آمریکا و دنیا به دست بیاورد و پرفروش‌ترین فیلم کارنامه اسکورسیزی نیز بشود. رفتگان جدا از دومین گلدن گلوبی که برای کارگردانی اسکورسیزی به همراه داشت، سرانجام پس از سالها ناحقی‌ها و بدشانسی‌های فراوان طلسم را شکست و برای اسکورسیزی اسکار کارگردانی سال ۲۰۰۷ را نیز به ارمغان آورد. علاوه بر اسکار بهترین کارگردانی، رفتگان توانست اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین تدوین و همچنین بالاخره بهترین فیلم سال را نیز به خانه ببرد. دراین فیلم لیوناردو دی کاپریو همچون دو کار قبلی اسکورسیزی در کنار مت دیمون و جک نیکلسون به ایفای نقش پرداخت و توانستند که با درخششی فوق العاده در کنار هم همگی به عنوان یکی از بهترین تیمهای بازیگری دهه حضوری به یاد ماندنی داشته باشند. سال ۲۰۰۸ یک فیلم مستند به نام «درخشش یک نور» در باره گروه راک رولینگ استونز توسط اسکورسیزی ساخته شد که یکی از کنسرتهای این گروه را به تصویر می‌کشید. نوری بتابان عنوان فیلم افتتاحیه پنجاه و هشتمین دوره جشنواره برلین برگزیده شد.

جزیره شاتر

فیلم بعدی اسکورسیزی تحت عنوان جزیره شاتر فوریه ۲۰۱۰ اکران شد. باز هم همچون تمام فیلمهای دهه ۲۰۰۰ او برای چهارمین بار با بازی لیوناردو دیکاپریو که رابرت دنیروی جدیده اسکورسیزی او را می‌نامند به پرده سینماها آمد. فیلم ابتدا قرار بود که اکتبر ۲۰۰۹ و برای اسکار آن سال به پرده برود اما بنا به دلا

_________________
Don't Try.!

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از serpiicoo تشکر کرده اند ahmin, nirvana1, LIVERPOOL

serpiicoo جنسیت:پسر
کاربر Mp3 56kb
کاربر Mp3 56kb


:وضعيت  آفلاین 
8 دي ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 1257
امتياز: 33006
تشکر کرده: 152
تشکر شده 239 بار در 103 پست

ارسالارسال شده در: شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390 20:08:56    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

                          جوایز





۲۰۱۱ - برنده جایزه بهترین کارگردانی تلویزیونی امی برای سریال امپراتوری تبهکاران
۲۰۱۱ - برنده جایزه بهترین کارگردانی تلویزیونی اتحادیه انجمن کارگردانان آمریکا برای سریال امپراتوری تبهکاران
۲۰۰۹ - برنده جایزه افتخاری گلدن گلوب سیسیل بی دومیل برای یک عمر دستاورد هنری
۲۰۰۷ - برنده اسکار بهترین کارگردانی برای فیلم ازدست‌رفته
۲۰۰۷ - برنده جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی برای فیلم ازدست‌رفته
۲۰۰۷ - نامزد جایزه بهترین کارگردانی جشنواره بفتا برای فیلم ازدست‌رفته
۲۰۰۷ - برنده جایزه بهترین کارگردانی اتحادیه انجمن کارگردانان آمریکا برای فیلم ازدست‌رفته
۲۰۰۶ - نامزد جایزه بهترین کارگردانی تلویزیونی جشنواره بفتا برای مستند فیلم راهی به خانه نیست: باب دیلان
۲۰۰۵ - نامزد اسکار کارگردانی برای فیلم هوانورد
۲۰۰۵ - نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی برای فیلم هوانورد
۲۰۰۵ - نامرد جایزه بهترین کارگردانی جشنواره بفتا برای فیلم هوانورد
۲۰۰۵ - نامزد جایزه بهترین کارگردانی اتحادیه انجمن کارگردانان آمریکا برای فیلم هوانورد
۲۰۰۳ - نامزد اسکار کارگردانی برای فیلم دار و دسته‌های نیویورکی
۲۰۰۳ - برنده جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی برای فیلم دار و دسته‌های نیویورکی
۲۰۰۳ - نامزد جایزه بهترین کارگردانی جشنواره بفتا برای فیلم دار و دسته‌های نیویورکی
۲۰۰۳ - نامزد جایزه بهترین کارگردانی اتحادیه انجمن کارگردانان آمریکا برای فیلم دار و دسته‌های نیویورکی
۲۰۰۳ - برنده جایزه افتخاری بهترین کارگردانی اتحادیه انجمن کارگردانان آمریکا برای یک عمر دستاورد هنری
۱۹۹۶ - نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی برای فیلم کازینو
۱۹۹۴ - نامزد اسکار فیلمنلمه اقتباسی برای فیلم عصر معصومیت به همراه جی کوکس
۱۹۹۴ - نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی برای فیلم عصر معصومیت
۱۹۹۴ - نامرد جایزه بهترین کارگردانی اتحادیه انجمن کارگردانان آمریکا برای فیلم عصر معصومیت
۱۹۹۲ - نامزد خرس طلای جشنواره برلین برای فیلم تنگه وحشت
۱۹۹۱ - نامزد اسکار کارگردانی برای فیلم رفقای خوب
۱۹۹۱ - نامزد اسکار فیلمنامه اقتباسی برای فیلم رفقای خوب به همراه نیکولاس پیلگی
۱۹۹۱ - نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی برای فیلم رفقای خوب
۱۹۹۱ - نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین فیلمنامه اقتباسی برای فیلم رفقای خوب به همراه نیکولاس پیلگی
۱۹۹۱ - نامرد جایزه بهترین کارگردانی اتحادیه انجمن کارگردانان آمریکا برای فیلم رفقای خوب
۱۹۹۱ - نامرد جایزه بهترین فیلمنامه اقتباسی اتحادیه انجمن نویسندگان و فیلمنامه نویسان آمریکا برای فیلم رفقای خوب به همراه نیکولاس پیلگی
۱۹۹۱ - برنده جایزه بهترین فیلمنامه اقتباسی جشنواره بفتا برای فیلم رفقای خوب به همراه نیکولاس پیلگی
۱۹۹۱ - برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره بفتا برای فیلم رفقای خوب
۱۹۹۱ - برنده جایزه بهترین کارگردانی جشنواره بفتا برای فیلم رفقای خوب
۱۹۹۰ - برنده جایزه شیر نقره‌ای جشنواره ونیز برای کارگردانی فیلم رفقای خوب
۱۹۸۹ - نامزد اسکار کارگردانی برای فیلم آخرین وسوسه مسیح
۱۹۸۵ - برنده بهترین کارگردانی جشنواره کن برای فیلم بعد از ساعت‌ها
۱۹۸۵ - نامزد نخل طلای جشنواره کن برای فیلم بعد از ساعت‌ها
۱۹۸۴ - نامرد جایزه بهترین کارگردانی جشنواره بفتا برای فیلم سلطان کمدی
۱۹۸۳ - نامزد نخل طلای جشنواره کن برای فیلم سلطان کمدی
۱۹۸۱ - نامزد اسکار کارگردانی برای فیلم گاو خشمگین
۱۹۸۱ - نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی برای فیلم گاو خشمگین
۱۹۸۱ - نامزد جایزه بهترین کارگردانی جشنواره بفتا برای فیلم گاو خشمگین
۱۹۸۱ - نامرد جایزه بهترین کارگردانی اتحادیه انجمن کارگردانان برای فیلم گاو خشمگین
۱۹۷۷ - نامرد جایزه بهترین کارگردانی جشنواره بفتا برای فیلم راننده تاکسی
۱۹۷۷ - نامرد جایزه بهترین کارگردانی اتحادیه انجمن کارگردانان آمریکا برای فیلم راننده تاکسی
۱۹۷۶ - نامرد جایزه بهترین کارگردانی جشنواره بفتا برای فیلم آلیس دیگر در اینجا زندگی نمی‌کند
۱۹۷۶ - برنده نخل طلای جشنواره کن برای فیلم راننده تاکسی
۱۹۷۵ - نامزد نخل طلای جشنواره کن برای فیلم آلیس دیگر در اینجا زندگی نمی‌کند
۱۹۷۴ - نامرد جایزه بهترین فیلمنامه اتحادیه انجمن نویسندگان و فیلمنامه نویسان آمریکا برای فیلم خیابان‌های پایین شهر

_________________
Don't Try.!

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از serpiicoo تشکر کرده اند ahmin, LIVERPOOL

Infamous جنسیت:پسر
ارشد تالار!
ارشد تالار!


:وضعيت  آفلاین 
14 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 4018
امتياز: 14561
تشکر کرده: 289
تشکر شده 1064 بار در 446 پست
محل سكونت: NY

ارسالارسال شده در: شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390 20:10:50    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

مارتین اسکورسیزی عشق منه....ناموس کارگردانه...!!!

_________________
HipHop-Base.iR

MY ID : wu_Em_ali

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

CopKiller جنسیت:پسر
مدیر سایت
مدیر سایت


:وضعيت  آفلاین 
12 ارديبهشت ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 2784
امتياز: 64432
تشکر کرده: 13
تشکر شده 594 بار در 329 پست
محل سكونت: پلاك13

ارسالارسال شده در: شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390 20:14:02    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

داش دمت گرم... یه لیست کامل از فیلم های شاخ و باحال 2011 بزار / از عید خودمون تا الان... بریم بگیریم...

_________________
شب رقص جهنم برای آنها، سقوط ذهن برای تو

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

serpiicoo جنسیت:پسر
کاربر Mp3 56kb
کاربر Mp3 56kb


:وضعيت  آفلاین 
8 دي ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 1257
امتياز: 33006
تشکر کرده: 152
تشکر شده 239 بار در 103 پست

ارسالارسال شده در: شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390 20:32:47    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

اهورا داش فیلم شاخ 2011 زیاد نیومده هنوز به نظر من که 2-3 ماه دیگه صبر کن تا این فیلم ها بیان ببینیم چی میشه
Pirates of the Caribbean: On Stranger Tides
Sherlock Holmes: A Game of Shadows Fast Five
Silent Hill 2
Scream 4
Ghost Rider 2
Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2
The Hangover Part II
Transformers: Dark of the Moon
Mission: Impossible - Ghost Protocol
....
اگه خواستی لیست کامل فیلم های 2011 رو واست می زارم

_________________
Don't Try.!

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo

CopKiller جنسیت:پسر
مدیر سایت
مدیر سایت


:وضعيت  آفلاین 
12 ارديبهشت ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 2784
امتياز: 64432
تشکر کرده: 13
تشکر شده 594 بار در 329 پست
محل سكونت: پلاك13

ارسالارسال شده در: شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390 20:46:25    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

اگه دوس داری بزار / اگه نه که P.M کن...

_________________
شب رقص جهنم برای آنها، سقوط ذهن برای تو

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

LIVERPOOL جنسیت:پسر
کاربر Mp3 64kb
کاربر Mp3 64kb


:وضعيت  آفلاین 
25 خرداد ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 1448
امتياز: 65992
تشکر کرده: 672
تشکر شده 128 بار در 97 پست
محل سكونت: tehran

ارسالارسال شده در: شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390 21:05:07    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

داش ممد scream 4 چی بود اخه ... هی طرف بی دلیل میومد با چاقو میزد دخترای مردمو میکشت ...

X-Men.First.Clas
Fast And Furious
Rio انیمیشن ولی خنده دار
Limitless 2011
Rango انیمیشن ولی با حالبود (خنده دار)
اینارو یادت رفت ...

_________________
LIVERPOOL 4 - 1 CHELSEA

فصل بعد کلا لیگ انگلستان تعطیله ...

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo

serpiicoo جنسیت:پسر
کاربر Mp3 56kb
کاربر Mp3 56kb


:وضعيت  آفلاین 
8 دي ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 1257
امتياز: 33006
تشکر کرده: 152
تشکر شده 239 بار در 103 پست

ارسالارسال شده در: شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390 22:33:15    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

All movies of 2011

Country Strong
Season of the Witch
The Dilemma
The Green Hornet
Barney's Version
No Strings Attached
The Way Back
The Company Men
The Mechanic
The Rite
From Prada to Nada
The Roommate
The Eagle
Sanctum
Just Go with It
Justin Bieber: Never Say Never
Cedar Rapids
Big Mommas: Like Father, Like Son
I Am Number Four
Unknown
Drive Angry 3D
Hall Pass
The Grace Card
The Adjustment Bureau
Beastly
Rango
Take Me Home Tonight
I Saw the Devil
Battle Los Angeles
Mars Needs Moms
Red Riding Hood
Anuvahood
Jane Eyre
Kill the Irishman
Limitless
The Lincoln Lawyer
Paul
Win Win
Diary of a Wimpy Kid: Rodrick Rules
Sucker Punch
Chalet Girl
The 5th Quarter
Hobo with a Shotgun
Hop
Insidious
Source Code
Arthur
Hanna
Soul Surfer
Your Highness
Born to Be Wild
The Conspirator
Rio
Scream 4
Atlas Shrugged: Part I
African Cats
Madea's Big Happy Family
Water for Elephants
The Greatest Movie Ever Sold
When Harry Tries to Marry
Dylan Dog: Dead of Night
Fast Five
Hoodwinked Too! Hood VS. Evil
Prom
Jumping the Broom
Something Borrowed
Thor
The Beaver
Bridesmaids
Priest
Pirates of the Caribbean: On Stranger Tides
The Lion of Judah
The Hangover Part II
Kung Fu Panda 2
The Tree of Life
X-Men: First Class
Beginners
Judy Moody and the Not Bummer Summer
Super 8
Green Lantern
Mr. Popper's Penguins
The Art of Getting By
Bad Teacher
Cars 2
Transformers: Dark of the Moon
Larry Crowne
Monte Carlo
The Perfect Host
Horrible Bosses
Zookeeper
Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2
Winnie the Pooh
Snow Flower and the Secret Fan
Captain America: The First Avenger
Friends with Benefits
Another Earth
Cowboys & Aliens
Crazy, Stupid, Love.

_________________
Don't Try.!

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از serpiicoo تشکر کرده اند ahmin

serpiicoo جنسیت:پسر
کاربر Mp3 56kb
کاربر Mp3 56kb


:وضعيت  آفلاین 
8 دي ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 1257
امتياز: 33006
تشکر کرده: 152
تشکر شده 239 بار در 103 پست

ارسالارسال شده در: شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390 22:38:02    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

                           
LIVERPOOL مي نويسد:
داش ممد scream 4 چی بود اخه ... هی طرف بی دلیل میومد با چاقو میزد دخترای مردمو میکشت ...

X-Men.First.Clas
Fast And Furious
Rio انیمیشن ولی خنده دار
Limitless 2011
Rango انیمیشن ولی با حالبود (خنده دار)
اینارو یادت رفت ...

داش من هنوز این فیلمو ندیدم

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از serpiicoo تشکر کرده اند nirvana1

serpiicoo جنسیت:پسر
کاربر Mp3 56kb
کاربر Mp3 56kb


:وضعيت  آفلاین 
8 دي ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 1257
امتياز: 33006
تشکر کرده: 152
تشکر شده 239 بار در 103 پست

ارسالارسال شده در: شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390 22:48:28    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

رومن پولانسکی



رومن پولانسکی کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس، هنرپیشه، کارگردان تاتر و تولید کننده است. نامش ریموند پولانسکی است ودر١٨ آگوست سال ١٩٣٣ در پاریس به دنیا آمده است. تحصیلات خود را در مدرسه فیلم لودز تمام کرده است.
این فیلم‌ساز شناخته شده جهانی همان‌قدر که به خاطر زندگی جنجال‌برانگیز خود در دنیا رسوا شده است به خاطر درام‌های روانشناختی و عمیق، به خاطر کمدی‌های تلخ و فیلم‌های خشن و بی‌احساسش نیز معروف است. بعد از کودکی آلوده به سبعیت نازیسم، پولانسکی ابتدا کار فیلم را به عنوان یک هنرپیشه نوجوان و سپس به عنوان کارگردانی نورپرداز در لهستان شروع کر. قبل از موفقیت تجاری فیلم‌هایش در هالیوود با ساختن فیلم‌هایی در انگستان برای خودش شهرتی کسب کرده بود. حرفه‌ای‌های اروپایی، کالیفرنیای جنوبی را جایی مناسب برای خشونت‌های شوک‌آور و تراژدی‌های شخصی یافته بودند. پولانسکی به خاطر یک شایعه جنسی (روابط با کودکان) از آمریکا گریخت. او مجبور شد کار ساختن فیلم را در تبعید با فاصله زیاد و با بودجه کم ادامه دهد. در عین حال هنوز هم وی یکی از کارگردانان بزرگ جهان محسوب می‌شود.
پولانسکی در پاریس در خانواده‌ای یهودی به دنیا آمد. در سن سه سالگی او و خانواده‌اش به کراکو موطن پدری‌اش در لهستان بازگشتند. در سن هفت سالگی شاهد بستن دروازه‌های کراکو بود، جایی که پدر و مادرش زندگی می‌کردند. جوان‌ترها به سرعت یاد گرفتند که به شکل قاچاقی خارج و دوباره داخل شوند. در همین دوره بود که پولانسکی یواشکی به دیدن تاترهایی که اجرا می‌شد، می‌رفت. سال بعد خانواده‌اش به یک کمپ نازی منتقل شدند، جایی که مادر حامله‌اش مدتی کوتاه بعد از رسیدن به اتاق گاز فرستاده شد. پولانسکی هنگامی که پدرش او را از یک شکاف دیوار با فشار عبور می‌داد، به سختی توانست از دست نیروهای نازی بگریزد. برخی از آن حوادث وحشتناک بعدا توسط اسپیلبرگ در فهرست شیندلر (١٩٣٩) بازآفرینی شد. در تکوین طولانی آن فیلم، اسپیلبرگ موقعیت‌های مختلف وضعیت پولانسکی را بازسازی کرده است. بنابراین همراه با دوستان و آشنایان در میان یهودیان کراکو که شیندلر از کمپ‌ها نجات داد، پولانسکی تجارب بسیار سخت و دردناکی داشت. در دوران سخت جنگ پولانسکی جوان در سینما و بازیگری در درام‌ها رادیویی، تاثر و فیلم تسلی خاطر می‌یافت. اولین بازیگری وی روی پرده کار با کارگردان معروف لهستانی آندره‌ای ویدا در سال ١٩٥٤ بود و وی برای یک دوره فشرده پنج ساله در مدرسه فیلم لودز پذیرفته شد. یکی از فیلم‌های دانشجویش فیلم سورال "دومرد و یک گنجه لباس" (١٩٥٨) پنج حایزه بین‌المللی را برد. که شامل یک مدال برنز از نمایشگاه جهانی بروسل می‌شد. و بعد فیلم چاق و لاغر (١٩٦١) که فیلمی تمثیلی به سیاق کارهای سموئل بکت است. این دو فیلم علائق بعدی وی را روشن‌تر می‌کنند. در سال ١٩٦٢ نخستین فیلم بلند داستانی‌اش -چاقو در آب- که با استقبال سردی از طرف مقامات لهستانی مواجه شد. این فیلم در غرب مورد استقبال قرار گرفت و جایزه منتقدین فستیوال فیلم ونیز و همچنین جایزه‌ای به عنوان بهترین فیلم خارجی از یک دانشگاه دریافت کرد. فیلم داستان یک کارمند دولت و همسرش است که قصد دارند تعطیل آخر هفته‌شان را به قایق‌سواری بگذرانند و از مرد رهگذری دعوت می‌کنند که آن روز را با آنان بگذراند و این مهمان جوان موجب برخوردهایی بین زن و شوهر، که رابطه چندان حسنه‌ای هم ندارند، می‌شود. پولانسکی در این فیلم نشان داد که قریحه خوبی در زمینه ترکیب‌بندی تصاویر و زمان‌بندی رویدادهای فیلم دارد و اینها کیفیاتی است که از خصوصیات فیلم‌های بعدی او شده است. گویا او هرگز نتوانسته است تجربه دوران کودکی خوفناک خود در لهستان زمان جنگ، را از ذهن بزداید. هراس‌طلبی او به زحمت در تکنیک استادانه‌اش می‌گنجد. تو گویی برجنبه کودکانه قریحه او که از عنصر بازگوشی افسانه‌ها لذت می‌برد، و شاید در رقص خون‌آشام‌ها که در ایران با نام "ببوس ولی گازم نگیر" (١٩٦٧) به واضح‌ترین شکل ممکن بیان شده است، حاکم است. در این فیلم وی با شارون تیت هنرپیشه امریکایی همکاری کرده است. او و تیت در سال ١٩٦٨ ازدواج کردند. او غالبا مضمون‌های تراژیک را برگرفته و با نادیده گرفتن مفهموم تراژیک آن‌ها، به کمدی‌های هجو‌آمیز سیاه تبدیلشان کرده است. زیرکی او گاه به خشکی سنگدلانه‌ای می‌انجامد. چنان که در بن‌بست (١٩٦٦). اما گاه نیز حساسیت هوشمندانه‌ای در قبال ماهیت خیال‌پردازی‌های مربوط به زندگی شهری در آن احساس می‌شود. در انزجار (١٩٦٥) او افکار و اعمال زن جوانی را شرح می‌دهد که کارش به جنون می‌کشد و سمبولیسم مربوط به جنون او را به دقت از پیرامون او برمی‌گزیند. دوربین "گیل تیلور" با خونسردی به اشیائی زل می‌زند که خیلی‌ها ترجیح می‌دهند از آن‌ها دوری بگردانند و با پافشاری خود باعث شد که دلزدگی احتمالی تماشاگر از چهره‌های آلوده به "شیرپاک‌کن" یک خرگوش پوست کنده یا سایه‌های افتاده برکناره‌های بخاری دیواری به شیفتگی تبدیل شود. پولانسکی هم مانند فرانژو، قادر است در آن‌چه معمولا انزجا‌رآور قلمداد می‌شود، زیبایی کشف کند. در بچه رزمری نیز همین دگرگونی را عملی ساخت و کاری کرد که آپارتمان رزمری در نیویورک از هرنظر، به جز یکی دو مورد جزئی، شبیه عکس‌های مجلات مد از آب در بیاید، و با این کار، جلوه آزارنده‌ای آفرید. او با بریدن نماها در میانه حرکت دوربین و پایان دادن ناگهانی صحنه‌ها تنش‌ها عمده به وجود آورد. با اینکه اقتباس او از رمان آیراله‌وین کاملا دقیق بود، طنزی بدان بخشید که باعث شد تماشاگران نتوانند باور نکنند که شیطان بررزمری درآمده است، چندان که تقدیر او استعاره مناسبی شد برای برخی هراس‌های مختص زندگی در شهرهای بزرگ. و اما آن تقدیر:سال ١٩٦٧، سال ازدواج وی و شارون‌تیت، سال ساختن فیلم بچه‌رزمری بود، تابستان بعد موفقیت پولانسکی با یک حادثه خردکننده مواجه شد و آن کشته شدن همسرباردارش (هشت ماه) به همراه سه تن از دوستان وی توسط اعضای گروه چارلز مانسون بود. یک گروه شیطان‌پرست.


فیلم بعدی او مکبث (١٩٧١) برداشتی واقع‌گرایانه از تراژدی شکسپیر بود که توسط یک فیلم‌ساز به عنوان انتقادهایی از عمل مانسون، تلقی شد. پولانسکی خودش اعلام کرد که ارتباطی بین آن فیلم و آن قتل تراژیک وجود ندارد. در سال ١٩٧٤ برای بزرگ‌ترین موفقیتش به هالیوود بازگشت، شهر چینی‌ها. داستانی از حرص، فساد و شهوت موجود در لس‌آنجلس دهه ١٩٣٠. کارگردان صحنه‌ای به خاطر ماندنی آفرید وقتی که گانگستر جسور بینی جک نیکلسون رامی‌برد. سال‌های بعد پولانسکی نقش دشوار خود را در کارگرانی مستاجر بازی کرد. این فیلم پرتره‌ای مغشوش از یک کمدی سیاه است. از ظهور تدریجی دیوانگی یک مرد بعد از نقل مکان وی به آپارتمان زنی که قبلا خودکشی کرده است.
در سال ١٩٧٧ پولانسکی در کالیفرنیا به جرم ارتباط جنسی بادختری سیزده‌ساله دستگیر شد. وی مدت ٤٢ روز تحت درمان روانکاو بود. قاضی وی را به طور مشروط آزاد کرد ولی پولانسکی از امریکا فرار کرد. او فیلم بعدی خود تس (١٩٧٩) را در فرانسه ساخت. این فیلم برداشتی است از رمان تس توماس هاردی، داستان دختری روستایی و زیبا به نام ناستازیا کینسکی که توسط مردی مسن اغوا می‌شود. در سال ١٩٨١ پولانسکی برای کارگردانی و بازیگری در آمادوئوس به لهستان بازگشت. فیلم بعدیش که چند جایزه برد و موفقیت تجاری به‌دست آورد، فیلم تعلیق‌دار و رویایی دیوانه‌وار (١٩٨٨) می‌باشد که هریسون فورد در نقش امریکایی در پاریس درجستجوی همسرگمشده‌اش (بتی بوکلی) در آن بازی می‌کند. همچنین فیلم‌برداری فیلم ماه تلخ (۱۹۹۲). این فیلم شرح یک قایقرانی است که برای یک مرد انگلیسی (هاگ گرانت) تبدیل به یک سفر پرپیچ و خم و سردو مرطوب، همراه با داستانسرائی یک ویل‌چیرسوار به نام هنری میلر، با بازیگری پترکایوت، می‌شود. ستاره فیلم ماه تلخ همسر پولانسکی امانوئل سنیه، به عنوان زن افسونگر در عین حال قربانی نویسنده نیز بود. این فیلم منتقدین را تشویق کرد که فیلم را یک اتوبیوگرافی بنامند و از آن انتقاد کنند. فیلم مرگ و دوشیزه (١٩٤٤) اقتباسی است از سناریوی نوشته شده توسط چیلن از حکایت سیاسی Ariel Dorman's. داستان فیلم در یکی از کشورهای امریکای جنوبی اتفاقی می‌افتد و با خراب شدن ماشین یک وکیل حقوق بشر در بزرگراه شروع می‌شود. یک دکتر اطفال او را به خانه‌اش، جایی که همسر وکیل منتظرش است، می‌رساند. همسر بلافاصله صدای دکتر را می‌شناسد. او مردی است که زن را در رژیم گذشته شکنجه داده است. او را به عنوان گروگان می‌گیرد و... فیلم با قوت تمام مفاهیم گناه و بی‌گناهی را به چالش می‌گیرد و از نظر اجرا بسیار قوی است.
پولانسکی به عنوان بازیگر نیز شناخته شده است گرچه نه آن‌قدر که بواسطه فیلم‌هایش. در سن ٢١ سالگی جایزه‌ا به خاطر نقشش در اولین فیلم بلند آندره‌ئی واید- یک نسل (١٩٥٤) برد. و بعدا در چند فیلم دیگر وایدا نیز بازی کرد از جمله لوتنا (١٩٥٩)، جادوگران بیگناه (١٩٦٠) و سامسون (١٩٦١). او همچنین در برخی از فیلم‌های کمدی اروپایی نیز بازی کرده است. از جمله بازگشت به یو اس. اس. آر (١٩٩١)، در کمدی درام Grosse Fatigue (١٩٩٤) و در درام یک خانواده خالص (١٩٩٤) که در سال ١٩٩٥ در امریکا نیز به نمایش در آمد.
او پس از درام پیانیست در سال ٢٠٠٢ که اسکار بهترین کارگردانی را نصیب او کرد و برای همین فیلم نخل طلایی جشنواره کن سال 2002 را بخاطر بهترین فیلم بدست اورد، در سال ٢٠٠٣ سراغ الیورتویست رمان معروف چارلز دیکنزمی‌رود که تا به حال چندین بار به فیلم تبدیل شده است و سبکی دیگر از کار را در کارنامه خود ثبت می‌کند.
چند تا از فیلمای خوبشو می نویسم:


١. بچه رزمری ١٩٦٨
٢. مستاجر ١٩٧٦
٣. دیوانه‌وار ١٩٨٨
٤. ماه تلخ ١٩٩٢
٥. پیانیست ٢٠٠٢ فرانسه
٦. الیورتویست ٢٠٠٣



لیست فیلم های رومن پولانسکی بعنوان کارگردان:

Rower (1955)
Usmiech zebiczny (1957)
Rozbijemy zabawe (1957)
Morderstwo (1957)
Dwaj ludzie z szafa (1958)
Lampa (1959)
Gdy spadaja anioly (1959)
Le gros et le maigre (1961)
Ssaki (1962)
Nóz w wodzie (1962)
plus belles escroqueries du monde (1964) (segment "La Rivière de Diamants")
Repulsion (1965)
Cul-de-sac (1966)
Dance of the Vampires (1967)
rosemary's baby(1968)
The Tragedy of Macbeth (1971)
Che? (1972)
Chinatown (1974)
Le locataire (1976)
Tess (1979)
Pirates (1986)
Frantic (1988)
Bitter Moon (1992)
Death and the Maiden (1994)
The Ninth Gate (1999)
the pianist (2002)
Oliver Twist (2005)
The Ghost Writer 2010


by :Twilight

_________________
Don't Try.!

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از serpiicoo تشکر کرده اند ahmin, LIVERPOOL

amir_eshraf
کاربر معمولی!
کاربر معمولی!


:وضعيت  آفلاین 
5 تير ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 701
امتياز: 102143
تشکر کرده: 27
تشکر شده 279 بار در 141 پست
محل سكونت: شمرون

ارسالارسال شده در: شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390 22:59:40    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

داش من به جیمز کمرون و پیتر جکسون خیلی علاقه دارم تونستی راجبشون مطلب بذار بچه ها هم بخونن... thanks

_________________
NO MORE GAMES
. . . . . . . . .
. . . . . . . .
. . . . . . .
. . . . . .




[/

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

serpiicoo جنسیت:پسر
کاربر Mp3 56kb
کاربر Mp3 56kb


:وضعيت  آفلاین 
8 دي ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 1257
امتياز: 33006
تشکر کرده: 152
تشکر شده 239 بار در 103 پست

ارسالارسال شده در: شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390 23:56:36    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

پیتر جکسون


پیتر جکسون (به انگلیسی: PETER JACKSON) (زاده ۳۱ اکتبر ۱۹۶۱) کارگردان، تهیه‌کننده، بازیگر و فیلمنامه نویس نیوزیلندی است. او بیشتر بدلیل ساخت سه‌گانه ارباب حلقه‌ها اثر جان رونالد روئل تالکین برنده جایزه نوبل شناخته شده‌است. او همچنین بخاطر بازسازی فیلم کینگ‌کنگ در سال ۲۰۰۵ و تهیه‌کنندگی فیلم منطقه ۹ مورد ستایش منتقدان نیز قرار گرفته‌است.

اوایل زندگی

جکسون در ۳۱ اکتبر سال ۱۹۶۱ در پوکروآ بی یک منطقه ساحلی نزدیک شهر ولینگتون در کشور نیوزیلند به دنیا آمد. مادرش جوان کارگر یک کارخانه و خانه دار و پدرش ویلیام جکسون یک حسابدار که هردو از مهاجران انگلیسی هستند و پیتر نیز تک فرزند آنان است. او از کودکی عاشق فیلم بود و با فیلم‌های ری هری‌هاوزن بزرگ شد. بعد از آنکه دوست خانوادگی جکسون به او یک دوربین فیلمبرداری ۸میلیمتری داد او شروع به ساختن فیلم‌های کوتاه به همراه دوستانش کرد. جکسون از کودکی عاشق فیلم کینگ کنگ بود و حدود ۹سالگی تلاش کرد تا با مدل‌هایی که خود گرفته بود آن را بازسازی کند.

جکسون ایده و فکر منظمی در فیلمسازی ندارد اما چیزهایی درمورد تدوین، جلوه‌های ویژه و مدیریت ساخت از میان آزمایش و خطاهای خودش آموخته‌است. جکسون از ده سالگی بعد از دیدن ارباب حلقه‌ها (۱۹۷۸) پی به کار جان رونالد روئل تالکین برد. یک فیلم پرهیجان از رالف بخشی که قسمتی از سه گانه فانتزی تالکین بود. او بعد از تمام شدن دوران مدرسه اش بع عنوان عکاس گراور در روزنامه‌ای در شهر ولینگتون مشغول به کار شد و شروع به فیلمبرداری یک فیلم طولانی خوناشام کرد که درنهایت آن را نیمه کاره رها کرد.

دوران ابتدایی کار

بعد از چهارسال (از سال ۱۹۸۳ تا۱۹۸۷) اولین نمایش جکسون به نام بدمزه بشکل اتفاقی در قالب یک فیلم کوتاه کمدی ۹۰دقیقه‌ای درآمد و بسیاری از دوستان جکسون بصورت مجانی در آن بازی کردند. فیلمبرداری بدمزه به آرامی در پایان هفته‌ها انجام می‌شد و بعد از اتمام فیلمبرداری جکسون به صورت تمام وقت به کار برروی آن پرداخت. بدمزه روایت بیگانگانی است که به هوس استفاده از انسان‌ها به عنوان غذا به زمین آمده‌اند. جکسون در این فیلم دو نقش داشت مثلا در یک سکانس او با خودش می‌جنگید.

درنهایت با سرمایه گذاری دیرهنگام کمیسیون فیلم نیوزلند این فیلم به پایان رسید.بدمزه در ماه می‌سال ۱۹۸۷ در جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و پس از آن به طورسریع به ۱۲کشور دنیا فروخته شد.

درهمین دوران پیتر جکسون شروع به نوشتن فیلمنامه یک فیلم دیگر کرد. او در تجربه‌ای متفاوت با همکاری گروهی متشکل از استفان سینکلر که پیش نویس فیلمنامه را برعهده داشت و فیلمنامه نویسی فرن والش (همسرش) و دنی مولهرن که هم نویسنده و هم بازیگر فیلم بود شروع به نوشتن فیلمنامه کرد که در این میان والش دیرتر از سایر همکارانش به گروه اضافه شد. اما قسمت‌هایی از فیلمنامه مثل فیلم کابوس در خیابان الم در نمایش فیلم هرگز دیده نشد. به پیشنهاد زامبی فیلم مرده مغز تحت یک بازنویسی گسترده قرار گرفت.

فیلم بعدی قابل دیدن جکسون ملاقات با فیبلزها محصول سال۱۹۸۹ بود. نویسندگی این فیلم بوسیله چهار نویسنده‌ای که دربالا به آنان اشاره کردیم انجام شد. یک کمدی کاملا موزیکال که به عروسک‌های خیمه شب بازی معروف شده‌است. دراصل فیبلزها قرار بود در قالب یک فیلم کوتاه تلویزیونی ساخته شود اما بعد از اشتیاق غیرمنتظره سرمایه گذاران ژاپنی برای سرمایه گذاری روی این فیلم و همچنین لغو پروژه فیلم مرده مغز آنهم شش هفته قبل از ساختن فیلم فیلمنامه به طور سریع به شکل یک فیلمنامه بلند درآمد. ساخت فیلم با یک بودجه بسیار کم شروع شد. فیبلزها همفته‌ها در بالای جدول قرارداشت از فیبلزها به عنوان اولین همکاری جکسون با تیم جلوه‌های ویژه ریچارد تیلور و تانیا رودگر یاد می‌شود. کسانی که در تمامی فیلم‌های بعدی جکسون با او همکاری داشته‌اند.

اثر بعدی جکسون یک کمدی ترسناک به نام مرده مغز (۱۹۹۲) بود.(در آمریکای شمالی با نام زنده مرده به نمایش درآمد) مرده مغز روایت زامبیهایی را به تصویر می‌کشد که از پناهگاه‌های خود خارج شده‌اند و قهرمان داستان برای نگه داشتن آن‌ها داخل پناهگاه هایشان تلاش می‌کند. از خصوصیات برجسته این فیلم جلوه‌های ویژه آن است مثل ترامواهای کوچک، حرکت و توقف‌ها و جلوه‌های زیبای ترکیبات خونی.

موجودات آسمانی و نقره فراموش شده

موجودات آسمانی محصول سال۱۹۹۴ است. بعد از به شهرت رسیدن جکسون در زمینه تبدیل داستان به تصویر تمام نگاه‌ها به فیلم جدید او که یک شانس برایش تلقی می‌شد بود. فیلمی که دراصل از یک داستان واقعی الگوبرداری شده‌است یعنی پارکر هولم جنایتکار و جنایتی که با دو دختر نوجوان که یکی از آنها دخترش بود در کرایست چرچ در سال ۱۹۵۰ انجام داد. همکار جکسون فران والش او را ترغیب به ساختن فیلمی از روی این واقعه کرد. از جکسون نقل شده‌است که این فیلم را فقط بخاطر علاقه والش به این داستان ساخته‌است. همزمان با شهرت یافتن فیلم جدید جکسون رسانه‌های جدید نیوزلند نیز شروع به تجسس در زندگی ژولیت هولم یعنی یکی از همان دو دختر نوجوان شدند. نویسنده‌ای که در حال حاضر کتاب‌های خود را با نام آن پری به چاپ می‌رساند. جکسون در این فیلم از بازیگرانی همچون ملانی لینسکی در نقش پارکر و کیت وینسلت در نقش هولم استفاده کرد. این فیلم نامزد جوایز اسکار در بخش فیلمنامه شد و همچنین جز ۱۰ اثر برتر سال از دید تایم، گاردین، قاصد صبح سیدنی و قاصد نیوزلند شد.

موفقیت مخلوقات آسمانی موجب جلب توجه شرکت میراماکس به کارهای جکسون و درنتیجه نمایش گسترده فیلم در آمریکا و امضای قرارداد به عنوان اولین همکاری بین آنها شد.

سال بعد جکسون با همکاری یک فیلمساز ولینگتونی به نام کوستا بوتز شبه مستندی به نام نقره فراموش شده را ساخت. این کار بلندپروازانه که برای تلویزیون ساخته شده بود داستان کولین مک کنتری اولین فیلمساز نیوزلندی را به تصویر می‌کشد. کسی که او را به عنوان مخترع فیلم رنگی و فیلم ناطق می‌شناسند و قبل از مرگش برای یک فیلم حماسی یه نام سالوم بسیار تلاش کرده بود. برخی از مردم معتقدند که این فیلم گواهی بر مهارت جکسون و بوتز دربه نمایش درآوردن زندگی نوآوران، پیشگامان و اسطوره‌های ملی نیوزلند است.

در همین دوران نیز پیتر جکسون و فران والش صاحب دو فرزند به نام‌های بیلی در سال ۱۹۹۵ و کیتی در سال ۱۹۹۶ شدند.

هالیوود، وتا و کمیسیون فیلم

موفقیت مخلوقات آسمانی، کمک به هموار کردن مسیر دریافت اولین بودجه بزرگ برای ساخت فیلم هالیوودی جکسون کرد. ترس آفرینان که بازیگرانی چون مایکل جی فاکس در آن به ایفای نقش پرداخته‌اند در سال ۱۹۹۶ ساخته شد. این فیلم تا حدی نیز از سوی یک تهیه کننده آمریکایی به نام رابرت زمکیس حمایت می‌شد. جکسون اجازه ساخت کامل این فیلم کمدی ترسناک را در کشور نیوزلند گرفت در حالیکه آغاز ساخت این فیلم از یک شهر شمالی در آمریکا آغاز شد. این زمان فرصتی استثنایی برای تحول در کارهای جکسون و وتا ورکشیپ، کمپانی جلوه‌های ویژه (که موسس آن کسی است که در مخلوقات آسمانی جورج پورت بود) که معمولاً با جکسون همکاری داشته‌اند. وتا که نام جکسون را به عنوان همکار اول و همیشگی خود یدک می‌کشد در این دوران رشد قابل توجهی در زمینه ترکیب جلوه‌های فیزیکی و دیجیتالی پیدا کرد.

ترس آفرینان از لحاظ فروش به موفقیت قابل توجهی دست نیافت.برخی منتقدین معتقدند که یاس و نا امیدی نمایش داده شده در فیلم نسبت به قوه خیال پرهرج و مرج جکسون و فیلم‌های قبلی وی کمتر بود و همچنین در فیلمنامه نیز پیشرفت چشمگیری حس نمی‌شد. در فوریه سال ۱۹۹۷ جکسون از مجله نیوزلندی The Listener بخاطر تهمتی به او زده بود از طریق قانون شکایت کرد. این مجله ادعا کرده بود ترس آفرینان برای خراب کردن فیلم دیگران ساخته شده‌است. در پایان هم این قضیه پیگیری نشد. در همین زمان پروژه بازسازی فیلم کینگ کنگ توسط کمپانی یونیورسال استودیوز به وقت دیگری موکول شد که یکی از دلایل آن ساخت یک فیلم گوریلی دیگر به نام Mighty Joe Young بود که هنوز در دست ساخت بود.

بنظر نمی‌آمد که این دوران تحول برای جکسون کاملا خوشایند بوده باشد. این دوران زمانی بود که بیشترین تنش میان جکسون و کمیسیون فیلم نیوزلند از زمانی که آن بودجه هنگفتی به جکسون تازه کار برای ملاقات با فیبلزها اختصاص داده شده بود شکل گرفت. جکسون ادعا کرده بود که کمیسیون قصد اخراج وی از پروژه فیبلزها را داشته درحالی که کمیسیون فیلم نیوزلند در گذشته با طرح سرمایه گذاری بر روی ۳فیلم بعدی جکسون موافقت کرده بود. در سال ۱۹۹۷ آقای کارگردان یک نقد طولانی در نکوهش کمیسیون در ضمیمه یک مجله به چاپ رساند. نقدی که او دلایلش را تصمیمگیری‌های متناقض توسط افراد بی صلاحیت دانشته بود.

کارگردانی

جکسون ابتدا فقط فیلم‌های کمدی و ترسناک به عنوان یک کارگردان معمولی می‌ساخت. اما بعد از ساخت ارباب حلقه‌ها به شهرت جهانی و محبوبیت بین مردم و منتقداین شد. اما قطعا بهترین فیلم کارنامه او فیلم ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه است. این فیلم با فروش ۱٬۱۱۹٬۱۱۰٬۹۴۱ پرفروشترین فیلم جهان بعد از آواتار و تایتانیک محسوب می‌شود. این فیلم حتی در حیطه اسکار هم با تایتانیک به رقابت می‌پردازد. این فیلم در سال ۲۰۰۴ نامزد ۱۱ اسکار بود که همه را برد. (از جمله بهترین کارگردانی را)


دو پروژه در دست

پیتر جکسون قرار است در سال ۲۰۱۱ تهیه کنندگی فیلم ماجراهای تن‌تن: راز اسب شاخدار را بر عهده بگیرد. نکته جالب اینکه استیون اسپیلبرگ نیز کارگردانی این فیلم را برعهده می‌گیرد. این یک کارگردانی از کمیکی بزرگ حاصل همکاری دو کارگردان بزرگ خواهد بود.

اما پروژه بعدی او که قرار است نویسندگی فیلمنامه اش را هم بر عهده داشته باشد، فیلمی اقتباسی از مجموعه کتاب‌های هابیت اثر جی.آر.آر.تاکین خالق ارباب حلقه هاست که تخمین خورده در کریسمس‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۱ اکران خواهد شد.

فیلم ها

1976 The Valley (Short)                              
1987     Bad Taste                              
1989 Meet the Feebles                              
1992 Braindead (released in North America as Dead Alive)                              
1994 Heavenly Creatures     1                         
1995 Forgotten Silver                              
1996 The Frighteners                              
2001 The Lord of the Rings: The Fellowship of the Ring                    
2002 The Lord of the Rings: The Two Towers               
2003 The Lord of the Rings: The Return of the King     
2005 King Kong                    
2008 Crossing the Line (short)                              
2009 The Lovely Bones               
2012 The Hobbit: An Unexpected Journey                              
2013 The Hobbit: There And Back Again

_________________
Don't Try.!

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از serpiicoo تشکر کرده اند ahmin, LIVERPOOL

ahmin جنسیت:پسر
کاربر Mp3 320kb
کاربر Mp3 320kb


:وضعيت  آفلاین 
26 خرداد ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 1819
امتياز: 30085
تشکر کرده: 598
تشکر شده 342 بار در 89 پست
محل سكونت: جلو کامپیوتر

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 16 مرداد ماه ، 1390 03:37:25    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

دمت گرم ممد تاپیک خوفی زدی داششششششش

_________________
به پیش میرویم تا آنچه را زمین و دریا هرگز به ما نداده اند به دست آوریم

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از ahmin تشکر کرده اند serpiicoo

ahmin جنسیت:پسر
کاربر Mp3 320kb
کاربر Mp3 320kb


:وضعيت  آفلاین 
26 خرداد ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 1819
امتياز: 30085
تشکر کرده: 598
تشکر شده 342 بار در 89 پست
محل سكونت: جلو کامپیوتر

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 16 مرداد ماه ، 1390 03:39:22    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

                           
Infamous مي نويسد:
مارتین اسکورسیزی عشق منه....ناموس کارگردانه...!!!



علی پس آقاچی شد؟؟؟چیکارش کردی؟؟؟

_________________
به پیش میرویم تا آنچه را زمین و دریا هرگز به ما نداده اند به دست آوریم

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo

Infamous جنسیت:پسر
ارشد تالار!
ارشد تالار!


:وضعيت  آفلاین 
14 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 4018
امتياز: 14561
تشکر کرده: 289
تشکر شده 1064 بار در 446 پست
محل سكونت: NY

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 16 مرداد ماه ، 1390 03:55:24    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

                           
ahmin مي نويسد:
                           
Infamous مي نويسد:
مارتین اسکورسیزی عشق منه....ناموس کارگردانه...!!!



علی پس آقاچی شد؟؟؟چیکارش کردی؟؟؟



امین من عشق زیاد دارم....!!!

_________________
HipHop-Base.iR

MY ID : wu_Em_ali

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

notoriousomid جنسیت:پسر
مدیر سایت
مدیر سایت


:وضعيت  آفلاین 
14 مرداد ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 1084
امتياز: 37913
تشکر کرده: 145
تشکر شده 352 بار در 110 پست
محل سكونت: شيراز
 حالت شخصی من:

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 16 مرداد ماه ، 1390 04:37:11    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

من شخصا بین مارتین و رومن.رومن رو بیشتر دوست دارم.مارتین کاراش خوبه و شاید یکی از بزرگترین ها باشه ولی بهترین نیست کاراش عامه پسنده و شاید این دلیل معروفیتشه.من کارایه اینگمار برگمان رو بیشتر دوست دارم کارایه فوق العاده کلاسیک و شاخص.نمی دونم خیلی فیلماش به دلم میشینه مخصوصا پرسونا.رومن هم کاراش خیلی دلنشینه البته با این که نسبت به هموطنش کیسلوسکی قابل مقایسه نیس البته اینو من به هرکی میگم مسخرم میکنه ولی خوب رمن تاریخ سازه ولی کرزیستوف شاید 2 مجموعه فیلم خوب داشته باشه ولی من همون 2 مجموعه رو خیلی دوس داشتم.رومن یه ویژگی که کاراش داره اینه که به اوج میرسونه فیلم رو بعد بت پایان رو میگه بر عکس مارتین البته تو این 2 کار اخیرش جذابیت رو بهش داد ولی از هنرش کمتر شده همونجور که رومن مستاجر با ghost writer اصلا قابل مقایسه نیس

_________________

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo شناسه MSN

serpiicoo جنسیت:پسر
کاربر Mp3 56kb
کاربر Mp3 56kb


:وضعيت  آفلاین 
8 دي ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 1257
امتياز: 33006
تشکر کرده: 152
تشکر شده 239 بار در 103 پست

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 16 مرداد ماه ، 1390 17:57:21    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

                           
notoriousomid مي نويسد:
من شخصا بین مارتین و رومن.رومن رو بیشتر دوست دارم.مارتین کاراش خوبه و شاید یکی از بزرگترین ها باشه ولی بهترین نیست کاراش عامه پسنده و شاید این دلیل معروفیتشه.من کارایه اینگمار برگمان رو بیشتر دوست دارم کارایه فوق العاده کلاسیک و شاخص.نمی دونم خیلی فیلماش به دلم میشینه مخصوصا پرسونا.رومن هم کاراش خیلی دلنشینه البته با این که نسبت به هموطنش کیسلوسکی قابل مقایسه نیس البته اینو من به هرکی میگم مسخرم میکنه ولی خوب رمن تاریخ سازه ولی کرزیستوف شاید 2 مجموعه فیلم خوب داشته باشه ولی من همون 2 مجموعه رو خیلی دوس داشتم.رومن یه ویژگی که کاراش داره اینه که به اوج میرسونه فیلم رو بعد بت پایان رو میگه بر عکس مارتین البته تو این 2 کار اخیرش جذابیت رو بهش داد ولی از هنرش کمتر شده همونجور که رومن مستاجر با ghost writer اصلا قابل مقایسه نیس



راستش من نمیتونم بین رومن ، و مارتین یکی رو انتخاب کنم . به نظر من یکی از جنبه های مثبت مارتین اینه که همیشه به ادم شوک وارد میکنه ،ادم رو قافل گیر میکنه و استرس خاصی هم به بیننده میده ، مثل فیلم Departed اون جای که دی کاپریو کشته میشه ، یا توی اخرین فیلمش جزیره شاتر : اون جای که دی کاپریو میره به اون برج ، کلا" داستان فیلم به عوض میشه .... رومن سبک فیلم سازیش خیلی فیلم جالبه من که عاشق سبکش هستم فیلم پیانیس شاهکار بود فیلم اخرش یعنی ghost writer خیلی فیلم خوبی بود ... اینگمار برگمان من تا حالا فقط یک فیلم ازش دیدم که خیلی هم به دلم نشست اسمش : فریاد ها و نجوا ها بود فکر کنم . کارش درسته ....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   Mp3Persia صفحه اول انجمن -> دانلود فيلم هاي خارجي

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
رفتن به صفحه 1, 2, 3 ... 10, 11, 12  بعدي
صفحه 1 از 12
  
پاسخ سريع:




شکلکهای بیشتر


افزودن امضاء به مطلب ارسالي (امضاء كاربر در بخش ويرايش مشخصات كاربر قابل تغيير است .)


 

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group