| نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |
|
Duck Walk
 کاربر Mp3 56kb


| :وضعيت |
|
22 فروردين ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 1239
امتياز: 9350
تشکر کرده: 256
تشکر شده 235 بار در 139 پست
محل سكونت: West Coast
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 29 تير ماه ، 1390 22:31:54 موضوع مطلب: عکسای مراسم تشییع روح الله داداشی + فیلم |
|
|
در حالیکه 4 روز از مرگ دلخراش روحالله داداشی میگذرد و گریه امان برادرش را بریده سایت فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام گفتوگویی را با علی داداشی برادر روح الله انجام داده که متن کامل آن در زیر واستون اماده کردم.
* احساس شما از حضور مردم در مراسم تشییع پیكر روحالله چه بود؟
- دیروز برای روحالله مراسم عروسی گرفتیم. مراسمی كه بسیار باشكوه برگزار شد و همه مردم ایران هم در آن حضور داشتند.
* روحالله برای شما فراتر از یك برادر بود، اینطور نیست؟
- بله همینطور است. او فرزند و اولاد من بود. فرزندی كه نه من بلكه همه مردم ایران به داشتن آن افتخار میكردند.
* روزهای بدون روحالله برای شما چگونه میگذرد؟
- هنوز مرگ روحالله را نمیتوانم باور نمیكنم. مرگ روحالله یك داغ سنگین برای من بود. باور كنید از زمانی كه خبر مرگ روحالله را شنیدهام از خداوند هر ثانیه برای خودم آرزوی مرگ دارم. چرا كه بدون روحالله زندگی كردن برایم اصلاً باور كردنی نیست.
* اما خیلیها اعتقاد دارند، كه علی باید باشد تا راه روحالله را ادامه دهد؟
- بله همه همین را به من میگویند و همین مساله مسئولیت مرا صد چندان كرده است. به خدا من تازه بعد از مرگ روحالله بود كه فهمیدم كه او چه بوده و كه بوده است. من در جریان همه كارهای روحالله بودم، اما حالا متوجه شدهام كه او در جوانمردی در خیلی از جاها مرا دور زده است.
* میتوان در این باره مثال هم بزنی؟
- بعد از تشییع پیكر روحالله خیلیها نزد ما آمدند و از حمایتهای روحالله از آنها حرف زدند. روحالله یك فرد مردمدار و مردم دوست بود. او یك خیر به تمام معنا بود و همه این كارها را در خفا انجام میداد. روحالله برای بسیاری از خانوادهها جهزیه فراهم كرده بود. او كمك رسان بسیاری از ایتام بود. او یكی از كسانی بود كه همیشه دوست داشت در كارهای خیر پیش قدم باشد. او یكی از حامیان اصلی كمك رسانی به آسایشگاه سالمندان كهریزك بود و خیلی از كارهای دیگری كه واقعاً بابت آنها من به وجود او افتخار كرده و میكنیم.
* خیلیها میخواهند بدانند كه روحالله چگونه كشته شد؟
- قبل از آن من تقاضایی از همه مردم خوب ایران دارم، تمامی كسانی كه روحالله را شناخته و میشناختند خوب میدانند كه روحالله چقدر معصوم و و مظلوم بود، اما برخی از رسانههای خارجی دارند از این موضوع سوءاستفاده كرده و تبلیغات مخرب خود را آغاز می کنند. حرف من به آنها این است كه چرا حق را نمینویسند. 3 جوان در شب حادثه جلوی روحالله را میگیرند. روحالله از ماشین پیاده و شروع به نصیحت آنها میكند. روحالله به آنها میگوید كه شما جوان هستید، چرا این كارها را انجام میدهید. این حرفها، حرفهای من نیست. بلكه حرفهای آنهایی است كه این جنایت بزرگ را انجام دادهاند.
* چگونه از ماجرا خبردار شدید؟
- ساعت 12 و 15 دقیقه شنبه شب بود كه من در خانه نشسته بودم كه جنازه روحالله را به در خانه آوردند و به من گفتند علی بیا كه برادرت را زدهاند. باور كنید در آن لحظه انگار یك سرم 100 لیتری به پایم زدند و همه شیره وجودم را كشیدند. شلوار گرمكنی كه همیشه در 5 ثانیه میپوشیدم را در 15 دقیقه نتوانستم به تن كنم وقتی جلوی در رسیدم دیدم روحالله را به بیمارستان رساندهاند. خودم را به بیمارستان و بالای سر روحالله رساندم اما دیگر او تمام كرده بود.
* اولین حرفی كه بالای سر روحالله در بیمارستان زدی چه بود؟
- فریاد كشیدم یا حسین. چون دقیقاً چاقو و خنجر را در گلوی او فرو كرده بودند.
* فكرش را میكردی كه اینهمه مردم برای مراسم تشییع جنازه روحالله به حصارك بیایند؟
- راستش نه. فكر میكردم شاید تعداد جمعیت اندكی بیشتر از تشییع جنازه پدرم باشد، اما مردم با حضور خودشان ما را شرمنده كردند كه از همه آنها ممنونم.
* از پدرتان گفتید، بیشتر در این باره حرف میزنید؟
- حادثه روحالله درست دو روز بعد از مراسم چهلم پدر من اتفاق افتاد. ما تازه 2 روز بود كه از سیاه درآمده بودیم كه دوباره برای روحالله سیاهپوش شدیم، اما این غم برای من با همه غمهای دنیا فرق میكند. من یك عمر برای روحالله مشكی خواهم پوشید.
* شنیدهایم كه هنرمندان برنامه فتیله، یعنی همان برنامهای كه آخرین بار روحالله در آن حضور پیدا كرد، هنوز از اتفاقی كه برای او افتاده متاثر هستند؟
- بله، آنها دیروز به منزل ما آمدند و چنان تحث تاثیر مرگ روحالله قرار گرفته بودند كه حد و حصری نداشت. آنها با خود عكسهای روحالله و آرین پسر مرا و CD آن برنامه را آورده بودند و به ما دادند و اعلام كردند كه بخشهایی از آن برنامه را دوباره جمعه تكرار خواهند كرد.
* از آرین گفتید، او این روزها را چگونه میگذراند؟
- او هنوز نمیداند كه چه بر سر عمویش آمده است. او دیروز بهانه میگرفت كه مادرش او را بر سر خاك برد تا اندكی آرام بگیرد.
* واكنش آرین 5 ساله بعد از آن برنامه چه بود؟
- او و روحالله جمعه به آن برنامه رفتند و خیلی با روحیه به خانه برگشتند. به طوری كه آرین همچنان از آن برنامه یك ساعته تلویزیونی برای ما و خانواده تعریف میكرد.
* روحالله به جز رشته پرورش اندام و قویترین مردان رشته ورزشی دیگری را هم دنبال میكرد؟
- بله، او یك والیبالیست بسیار خوب هم بود، بطوری كه در تیم والیبال هنرمندان هم بازی میكرد.
* قصد نداشتید، دستی برای روحالله بالا بزنید؟
- چرا و این مساله را با خود او هم در میان گذاشته بودیم و قرار بود كه بعد از مسابقات جهانی گرجستان او را به جمع متاهلین اضافه كنیم.
* شرایط روحالله برای مسابقات جهانی گرجستان چگونه بود؟
- او با توجه به مسابقات جهانی گرجستان كه شهریور ماه برگزار میشد از آمادگی بالایی برخوردار بود و روز به روز هم بر میزان آمادگی افزوده میشد و ما امیدوار بودیم كه او میتواند در گرجستان عنوان شایستهای را برای جمهوری اسلامی ایران به دست بیاورد.
* اینكه میگویند روحالله میخواست در رقابتهای پرورش اندام شركت كند تا چه اندازه صحت دارد؟
- بله او قصد این كار را داشت و میخواست در پرورش اندام به روی صحنه بیاید كه دیگر مرگ به او مهلت نداد.
* حضور مردم را در مراسم تشییع چگونه ارزیابی میكنید؟
- مردم ایران مثل همیشه نشان دادند كه قدرشناس قهرمانان و پهلوانان خود هستند. این روزها كسانی به خانه ما برای عرض تسلیت میآیند كه ما را به نوعی غافلگیر میكنند. مردم از همه جای ایران به خانه ما میآیند از سیستان و بلوچستان، لرستان، بندر گناوه، اصفهان، شیراز و همه شهرهای ایران.
* علی داداشی از این پس چگونه روزگار خواهد گذراند؟
- هنوز نمیتوانم باور كنم كه روحالله را از دست دادهام. نمیدانم كه از این پس باید چكار كنم. از خداوند مرگم را هر لحظه آرزو میكنم، چرا كه بدون روحالله زندگی كردن دیگر برای من معنایی ندارد.
* در غم فراغ پدر، روحالله چگونه تاب تحمل آورد؟
- روحالله آدم روزهای سخت بود. او كسی بود كه هرگز ناراحتیاش را بروز نمیداد، اما از غم پدر به خلوت میرفت و برای او گریه میكرد و من هم متوجه این كار او میشدم، چرا كه روحالله را من بزرگ كرده بودم.
* از خاطرات با روحالله بودن بگویید؟
- یكی از خاطرات خوب من مربوط به مسابقات جهانی قشم میشود. او در آنجا با غیرتی مثال زدنی، كاری كرد، كارستان كه من آنجا نیز برای او خیلی گریه كردم. او با دستانی پاره مسابقه داد تا به همه نشان دهد كه غیرت ایرانی چیز دیگری است. روحالله بعد از آن مسابقات پرچم پرافتخار را بر روی شانه خود انداخت و با آن دور افتخار زد تا عظمت ایران و ایرانی را به رخ جهانیان بكشاند.
* تكلیف شاگردان روحالله چه میشود؟
- تا زنده هستم اجازه نمیدهم كه چراغ باشگاه روحالله خاموش شود. من میخواهم ادامه دهنده راه روحالله باشم و بتوانم پهلوانهای زیادی را به مردم معرفی كنم. من از این پس مسئولیت بزرگتری بر روی دوش خود احساس میكنم و میخواهم برای شروع دوباره جوانانی با خصوصیات روحالله را پیدا كرده و با آنها كار كنم تا جای خالی روحالله كمتر احساس شود.
* برای مردم چه پیامی دارید؟
- من خاك پای این مردم هستم. كف پای آنها را میبوسم و برای همیشه سپاسگزار محبت آنها خواهم بود. چرا كه آنها روحالله را مانند برادر و فرزند خود دوست داشتند و این برای من افتخاری بس بزرگ بود.
* حرف آخر؟
- تشكر میكنم از رئیس و نایب رئیس فدراسیون و همه مردم ایران كه آمدند و تسلی خاطر ما شدند. آنها بزرگی و عظمت خودشان را نشان دادند و برای همیشه ما را مدیون محبتهای خود ساختند. ضمن اینكه از تمامی رسانههایی كه در این روزها حق مطلب را به خوبی ادا كردهاند، هم نهایت سپاسگزاری را دارم.
_________________ Motherfuckers tell me - I'm too West coast
They act like they scared of me - I'm too West coast
آخرين ويرايش توسط Duck Walk در تاريخ جمعه، 31 تير ماه ، 1390 23:03:33; دفعات ويرايش در مجموع 6 مرتبه |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
8mile
 تو بغل امید!


| :وضعيت |
|
14 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 3941
امتياز: 16624
تشکر کرده: 100
تشکر شده 334 بار در 185 پست
حالت شخصی من: 
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
tambourin69
 تو بغل امید!


| :وضعيت |
|
19 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 3638
امتياز: 98098
تشکر کرده: 134
تشکر شده 255 بار در 174 پست
محل سكونت: CHALOUS حالت شخصی من: 
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
kaveh-ap
 کاربر پادو!


| :وضعيت |
|
12 مرداد ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 261
امتياز: 7209
تشکر کرده: 166
تشکر شده 32 بار در 7 پست
محل سكونت: The Hell حالت شخصی من: 
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
DeathHunteR
 کاربر Ogg


| :وضعيت |
|
25 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 804
امتياز: 21199
تشکر کرده: 283
تشکر شده 169 بار در 125 پست
محل سكونت: ICED EARTH حالت شخصی من: 
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 29 تير ماه ، 1390 23:30:02 موضوع مطلب: |
|
|
هممون یروز میمیریم  _________________ Open my eyes wide to see a moment of clarity
confusion gone, its in your hands
your turn to ask why
?no god...why CHECK OUT MY PAGE
Rock in Soul , Metal in Heart |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
tambourin69
 تو بغل امید!


| :وضعيت |
|
19 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 3638
امتياز: 98098
تشکر کرده: 134
تشکر شده 255 بار در 174 پست
محل سكونت: CHALOUS حالت شخصی من: 
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Infamous
 ارشد تالار!


| :وضعيت |
|
14 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 4018
امتياز: 14561
تشکر کرده: 289
تشکر شده 1064 بار در 446 پست
محل سكونت: NY
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
masoud_2045
 حالا تازه کاربر!


| :وضعيت |
|
9 مهر ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 550
امتياز: 10266
تشکر کرده: 111
تشکر شده 134 بار در 72 پست
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Duck Walk
 کاربر Mp3 56kb


| :وضعيت |
|
22 فروردين ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 1239
امتياز: 9350
تشکر کرده: 256
تشکر شده 235 بار در 139 پست
محل سكونت: West Coast
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 30 تير ماه ، 1390 09:26:55 موضوع مطلب: |
|
|
قسمتی از وصیت نامه مرحوم روح الله داداشی......قهرمان نامی کشورمون.........
وصیت نامه روح الله داداشی در بین جمع بستگان و اشنایان این قهرمان باز شد و خوانده شد تا به وصیت آن مرحوم در اینده عمل شود.........روح الله تو وصیت نامش نوشته بود که هر کدوم از اعضای بدنش که به درد کسی میخوره به کسایی که نیاز به اهدا عضو دارند اهدا شود.........
واقعا تاسف بار است که این جوانمرد آنچنان به قتل رسیده بوده است که اعضای ایشان به هیچ وجه قابل اهدا نبوده است...........
حال باید به این نکته دقت کرد که جوانمردی آن مرحوم چقدر بلند پروازانه بوده است.........
روحت شاد مرد........تا ابد برای ما زنده ای..........
_________________ Motherfuckers tell me - I'm too West coast
They act like they scared of me - I'm too West coast |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
masoud_2045
 حالا تازه کاربر!


| :وضعيت |
|
9 مهر ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 550
امتياز: 10266
تشکر کرده: 111
تشکر شده 134 بار در 72 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 30 تير ماه ، 1390 09:42:00 موضوع مطلب: |
|
|
یهنی میدونسته میمیره .............. وصیت کرده .
پسر کارش خیلی درست بوده .........
یکی هم مثل رضا قرائی آدم میکشه |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Duck Walk
 کاربر Mp3 56kb


| :وضعيت |
|
22 فروردين ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 1239
امتياز: 9350
تشکر کرده: 256
تشکر شده 235 بار در 139 پست
محل سكونت: West Coast
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 30 تير ماه ، 1390 09:47:26 موضوع مطلب: |
|
|
داش این وسط به نظر میرسه یه دستی تو کار بوده.......حرفای علی داداشش رو بخون نوشته روح الله وقتی از ماشین اومد پایین رفت که نصیحتشون کنه.......بعد یکی از دوستام تو کرج بهم گفت که این سه نفری که روح الله رو کشتن موقع دستگیری توی یه مخفیگاهی قایم شده بودن........فک کنم اجیر شده بودن.......یه دستی تو کار هست........
اره باو این جور ادما قهرمان ملی هستن.......واسه اینکه گنده مملکت هستن همیشه تو معرض کشته شدن هستن........ولی خدایی جوانمردیشو نگاه کن........_________________ Motherfuckers tell me - I'm too West coast
They act like they scared of me - I'm too West coast |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
tambourin69
 تو بغل امید!


| :وضعيت |
|
19 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 3638
امتياز: 98098
تشکر کرده: 134
تشکر شده 255 بار در 174 پست
محل سكونت: CHALOUS حالت شخصی من: 
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Duck Walk
 کاربر Mp3 56kb


| :وضعيت |
|
22 فروردين ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 1239
امتياز: 9350
تشکر کرده: 256
تشکر شده 235 بار در 139 پست
محل سكونت: West Coast
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 30 تير ماه ، 1390 09:58:00 موضوع مطلب: |
|
|
نحوه به قتل رسیدن روح الله داداشی از زبان تنها شاهد اون شب........
گویا یکی از ساکنان ساختمانهای آن محل در خیابان پونه غربی زنگ زده بود به ۱۱۰ و گفته بود که تند بیایید که دو تا جوان را اینجا کشتند. صدای ضبط شده او در ۱۱۰ هست. من رفتم سمت روحالله که دیدم مدام میگوید نامردا زدند تو قلبم . . .
مجید فرجی خبرنگار جوان کرجی که همراه با روحالله داداشی در صحنه قتل او حضور داشت در مورد این اتفاق گفت: «حدود ساعت ۱۲:۰۵ شب بود که روحالله با آزرای مشکیاش امد در خانه ما در خیابان مالک اشتر تا با هم برویم بیرون. با هم رفتیم از یک سوپر مارکت خرید کردیم و آمدیم توی ماشین نشستیم. کمی که جلوتر رفتیم یک پراید مشکی با بوقهای وحشتناک (که هنوز صدای آن در گوشم است) پشت ما قرار گرفت و مدام شروع کرد به بوق زدن. مشخص بود دنبال بهانهای برای دعواست چون راحت میتوانست رد شود. روحالله شیشه را پایین کشید تا ببیند طرف چه میگوید که راننده چند فحش بد داد و بعد گفت اگر وجود داری بزن کنار. روحالله دید طرف سرش برای دعوا درد میکند گاز داد که برود اما پراید مشکی دنبالش آمد و سرانجام جلوی ما پیچید و روحالله که دید طرف دست بردار نیست از ماشین رفت پایین تا ببیند حرف حساب آنها چیست. راننده همین که از ماشین آمد پایین دو تا فحش ناموسی داد و قمه را از غلاف بیرون کشید و تا روح الله به خودش بیاید قمه را محکم زیر حنجره روحالله کشید. شاید شما بگویید چرا روحالله با آن هیکل اسیر این آدم شد که قد بلندی هم نداشت. روحالله اصلا آدم دعوایی نبود. اصلا دنبال شر نمیگشت. فکرش را هم نمیکرد که طرف قمه را بزند اما انگار طرف برای این کار ماهها برنامه ریخته بود چون معطل نکرد و بلافاصله زیر حنجره روحالله کشید.»
او ادامه داد: «خون مثل فواره زد بیرون. روحالله شوکه شده بود که در همان حالت یکی هم توی قلب روحالله زد. آن یکی که کنار راننده نشسته بود آمد طرف من اما چیزی دستش نبود من هم با او گلاویز شدم که راننده را برای کمک خواست. راننده با قمه آمد سمت من و من رفتم سراغ ماشین تا سوئیچ را بردارم اما سوئیچ نبود. راننده به دوستش گفت بیا بریم زدمش... و بعد با قمه آمد سمت ماشین و نشست توی ماشین و گازش را گرفت و رفت. من دستم به جایی نبود و مدام فریاد میزدم کمک. گویا یکی از ساکنان ساختمانهای آن محل در خیابان پونه غربی زنگ زده بود به ۱۱۰ و گفته بود که تند بیایید که دو تا جوان را اینجا کشتند. صدای ضبط شده او در ۱۱۰ هست. من رفتم سمت روحالله که دیدم مدام میگوید نامردا زدند تو قلبم.»_________________ Motherfuckers tell me - I'm too West coast
They act like they scared of me - I'm too West coast |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
tambourin69
 تو بغل امید!


| :وضعيت |
|
19 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 3638
امتياز: 98098
تشکر کرده: 134
تشکر شده 255 بار در 174 پست
محل سكونت: CHALOUS حالت شخصی من: 
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Duck Walk
 کاربر Mp3 56kb


| :وضعيت |
|
22 فروردين ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 1239
امتياز: 9350
تشکر کرده: 256
تشکر شده 235 بار در 139 پست
محل سكونت: West Coast
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 30 تير ماه ، 1390 10:04:56 موضوع مطلب: |
|
|
عکس این سه کونی رو ببینید..........هر کدومشون رو یه مشت میزد بیهوش میشدن.......خوارکسه ها...........
_________________ Motherfuckers tell me - I'm too West coast
They act like they scared of me - I'm too West coast |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
shaki
 کاربر Ogg


| :وضعيت |
|
22 آذر ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 961
امتياز: 71443
تشکر کرده: 346
تشکر شده 262 بار در 138 پست
محل سكونت: بلوک13
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Duck Walk
 کاربر Mp3 56kb


| :وضعيت |
|
22 فروردين ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 1239
امتياز: 9350
تشکر کرده: 256
تشکر شده 235 بار در 139 پست
محل سكونت: West Coast
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 30 تير ماه ، 1390 10:34:19 موضوع مطلب: |
|
|
چند تا عکس از قهرمان مظلوم کشورمون........روحت شاد مرد..........
_________________ Motherfuckers tell me - I'm too West coast
They act like they scared of me - I'm too West coast |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
tambourin69
 تو بغل امید!


| :وضعيت |
|
19 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 3638
امتياز: 98098
تشکر کرده: 134
تشکر شده 255 بار در 174 پست
محل سكونت: CHALOUS حالت شخصی من: 
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
eternal
 کاربر آماتور!


| :وضعيت |
|
30 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 54
امتياز: 58
تشکر کرده: 10
تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سكونت: SHZ
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Duck Walk
 کاربر Mp3 56kb


| :وضعيت |
|
22 فروردين ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 1239
امتياز: 9350
تشکر کرده: 256
تشکر شده 235 بار در 139 پست
محل سكونت: West Coast
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|